چگونه روحانیت قلابی مامور انهدام ایران و تاریخ و فرهنگ ایرانی شد؟

قسمت اول

مقدمه

در این مقاله و مقالات مرتبط بعدی برخی از مطالب از سایت فیسبوک pershian gholf عینا نقل شده و میتوان گفت چهارچوب سرفصلهای مقالات را تشکیل داده و مطالب تجزیه تحلیل شده با استفاده از اخبار روزانه و یافتن مواردیکه رابطه کاملا مستقیم با این مبحث را دارند ،برای صحت و سقم خبر اصلی مورد استفاده قرار گرفته و در واقع زمانیکه تکه های پازل بهم وصل شود متاسفانه به این نتیجه دهشتناک واقف میگردید که ایران با یک نقشه ماهرانه ،حساب شده و بسیار پلید بسوی تجزیه و تکه تکه شدن میرود که خود مقدمه تجزیه بزرگ خاورمیانه میباشد.
دوستان حاضر در اپوزیسیون و مردم ایران که مخالف با حکومت خودکامه ملایان هستند بخوبی در شرایط پیش آمده بر مواضع ضد آخوندی اصرار دارند و نقایص و عملکرد فاجعه بار حکومت را رصد و با آن به مقابله برمی خیزند. اما ….
اما دامنه فاجعه ایران ستیزی و برباد دادن سوابق ،تاریخ ، اقتصاد و تمامیت ارزی کشور آنقدر گسترده است که یک نفر یا یک تیم نمیتواند بخوبی از عهده گردآوری و تدوین و اطلاع رسانی بموقع آن بخوبی و در یک تایم زمانی مناسب برآید .
حتی این موضوع باعث گردید بنده حدود یکماه به گردآوری و رصد اخبار و اسناد خروجی سایتهای داخلی و خارجی از مسائل ایران و سیاستهای خصمانه آن با ایران و ایرانی بپردازم تا بتوانم در این سیلاب اخبار ناامیدکننده و یاس آور اهم آنها را دسته بندی نموده و یکجا عرضه دارم.
با توجه به گستردگی مطالب و مرتبط بودن برخی با برخی دیگر بدون اینکه تضادی با هم داشته باشند (  که گاه یکدیگر را اثبات هم میکنند …) بر آن شدم دسته بندی مطالب را بصورت بخشهای مرتبط با هم معرفی نمایم و نهایتا سعی شده بدور از حس تنفر و کینه شخصی نسبت به عوامل حکومت ،تمامی نقل قولها ،اخبار و اسناد پانویس را بیطرفانه و صرفا جهت افشای عملکرد موذیانه و کثیف این قشر ایران برانداز بهمگان اطلاع رسانی نمایم .
امیدوارم تا زمان بیشتری از دست نرفته ایرانی بخود آمده و با تاثیر پذیری از داشته ها و تجربیات تاحال و الگو گرفتن از تاریخ بهمراه استفاده حداکثری از افشاگری دیگران حرکتی اساسی و ماندگار در تاریخ ایران انجام دهد و از آنسو اپوزیسیون متفرق و تفکیک شده که هر کدام با ایده ای متفاوت براساس امیال شخصی و اهداف گوناگون و عجیب و  غریب سودای نجات ایران را دارند ، بخود آمده و با اتحاد و یکی شدن ، دست در دست هم نهند به مهر  میهن خویش را کنند آزاد…..

بخش اول :سرآغاز ، چگونه سناریو تجزیه ایران کلید خورد؟

با شروع دهه 50 شمسی و جنگ سرد غرب و شرق که مخاصمه ای بود بر سر غنائم موجود در خاورمیانه ، پادشاه ایران با احساس قدرت در منطقه و پشتیبانی پنجمین ارتش قدرتمند دنیا اقدام به معرفی تفکری کرد که حاصل آن حمله به کشورهای خریدار نفت به قیمت نازل بود . در این حملات که بیشتر در مصاحبه های مطبوعاتی با نمایندگان مطبوعات آمریکا و انگلیس (که بعدها مشخص شد از جاسوسان زبردست بوده و طرح سوالاتشان شاه را ناخواسته بسوی اجرای نقشه دول غرب سوق داد) ثبت شده است ، شاه از اینکه کشورهای غربی و اروپا نفت را بقیمت بسیار نازل خریداری کرده و اجناس خود را به نرخ روز به ایران میفروشند برآشفته نمود و این برآشفتگی را نتوانست پنهان نموده و کار بجایی رسید که سران قدرتهای بزرگ در جزیره گوادلوپ فرانسه سریعا تشکیل جلسه داده تا برای شاه که اینک بجای مهره دست نشانده تبدیل به رقیبی قدرتمند شده بود چاره ای بیندیشند. این دسیسه بهمراه پیش بینی های دیگر در مورد ایران (مثل ایده کارتر برای رفتن شاه و کمک به بازگشت خمینی و بوجود آوردن فضایی دیگر در ایران که اشتباه از کار درآمد یا فرستادن ژنرال رابرت هایزر برای بیطرف ماندن ارتش بدون اطلاع مافوقش الکساندر هیگ که خشم او را هم برانگیخت) باعث شد دودمان سلسله پادشاهی 2500 ساله در ایران در برابر بهت و حیرت کارشناسان جهانی و عامه مردم برچیده شود و کشور بدست اوباشانی بیسواد که کمترین دانشی از مملکت داری نداشتند افتاده که در وهله اول و با شتابزدگی فراوان کلیه دست اندکاران ارتش و نظام کشور را به رگبار گلوله بسته و بدین ترتیب ایران از اوج عزت به دامنه حضیض ذلت افتاد.

پروژه تجزیه ایران

پروژه ای که برنارد لوئیس پژوهشگر انگلیسی -کلیمی و از هواداران سرسخت صهیونیست بین الملل طراح و پیشگام آن بود و در اوج تلاطم روحی و فکری مردم ایران و در ماه مه 1979 در گردهمایی بیلدربرگ در اطریش اعلام کرد : تنها راه رویارویی با فرهنگ اصیل ایران نابود ساختن آن از درون است و پیشنهاد تجزیه ایران در خطوط قومی و زبانی بویژه در بین کردها (پروژه کردستان بزرگ )
اعراب خوزستان ( پروژه الاحواز )
بلوچها ( پروژه پشتونستان ) و
آذریها ( پروژه آذربایجان بزرگ ) را ارائه میدهد.

با نگه داشتن بحث اصلی در بخش یک مقاله و جهت اثبات موفقیت نقشه لوئیس در خصوص پروژه های فوق الذکر اندکی واقعیت نمایی لازم است :

1_ پروژه کردستان بزرگ
ابتدا در اثبات عرایضم اشاره ای میکنم به یکی از برنامه های شبکه فارسی آمریکا voa: آقای مهدی فلاحتی در یکی از برنامه های صفحه آخر ( سوم اردیبهشت 95 برابر با 22 آوریل 2016 ) در مقدمه برنامه با عنوان رفراندوم کردستان عراق  میگوید : ( الان یه عده میگن چی شد صدای آمریکا به رفراندوم کردستان عراق پرداخت؟ خودشون بهم ریختن الانم میخوان رفراندوم راه بیندازند بعد ایران رو تجزیه کنن بعدن برن سر وقت نقشه جدید خاورمیانه . با همین برنامه ها مردم رو تحریک میکنن .  خود فلاحتی میگه : سالها از واقعیتها ترسیدیم و طرفش نرفتیم چون نخواستیم بدانیم چه میگذرد و زمانیکه بلا نازل شد همه گفتیم عجب ما نمیدانستیم . حال من( فلاحتی) میگویم این برنامه ها مال کسیست که میخواهد بداند اطرافش چه میگذرد!!!!)

کلمه نقشه جدید خاورمیانه از قول مجری شبکه فارسی آمریکا را دقت کردید؟ آیا این خود دلیلی بر اثبات این ارعا و مقالات متعدد نوشته شده نیست؟

با جمع بندی جنگها و اغتشاشات کشورهای پیرامون ایران میتوان گفت پروژه کردستان بزرگ مدتهاست آغاز شده و در حال پیشرفت است. کردهای عراق در جای جای تاریخ با مبارزات و شورشهای دائمی همیشه اندیشه جدایی از موطن اصلی خود را داشته اند و با کردهای ترکیه و زمانی دور نیز با کردستان ایران داعیه اتحاد در سر داشتند . آنها در هر برهه از زمان با حمایت آشکارا و پنهان غرب یا شرق و جدیدا با سلاح و پولهای آمریکا پس از سرنگونی صدام ( که این ماجرای درهم تنیده و جنگ هشت ساله با ایران و در پی آن حمله به کویت نیز یکی از پازلهای گمشده تجزیه خاورمیانه است ) یک منطقه بنام اقلیم کردستان بصورت خودخوانده و برخلاف موافقت دولت مرکزی ( که درگیر مناقشات پارلمانی و تنش جنگ با عناصر داعش بود ) ایجاد و وعلیرغم اینکه مورد بهره برداری دول غربی واقع شده اند اما بزعم خود و با خیال فروش چند کشتی نفت بدون مالک قصد تشکیل دولتی مستقل و فراگیر متشکل از کردهای 4 کشور عراق ترکیه سوریه و ایران را دارند.

توجه کنید هنوز این پروژه در ابتدای راهست و تا زمانیکه محدوده جغرافیایی یک ملت بزرگ باشد هیچ خطری او را تهدید نمیکند ( مثال : کردستان ایران زیر لوای دولت مرکزی یا در عراق زیر نظر صدام ) اما بمجرد بظاهر استقلال یافتن ضعیف شده و مطمع نظر دولتهایی واقع خواهد شد که مدتها پول و سلاح برای خود مختاری پرداخته اند .
به همه اینها درگیریهای بوجود آمده در خاک عراق توسط ایادی و دست نشانده های دشمنان ملل خاورمیانه با نام دهان پر کن داعش را بیفزایید تا متوجه عمق فاجعه شوید.
در همین زمان و با بپاخاستن گروههای مبارز کرد ایرانی در پی گرم شدن تنور جنگ داخلی و بیخردی ایادی آخوندی در کشورداری ، در میان اخبار براحتی میتوان خروش آزادیخواهی و جدایی طلبی کردها را شنید .
چرا که اگر من و شما این وضعیت را درک کرده باشیم مسلم بدانید آنها که قصد آشوب و جدایی طلبی دارند نیز حتی قبل از ما زمزمه ها را شنیده و عطش وافر چندین ساله شان را قصد فرونشانی دارند .
این تحرکات را در اخبار روزمره و چه بسا در نرم افزارهای اجتماعی و دنیای مجازی بوضوح میتوان یافت .
پیج های موجود در فیسبوک بنامهای مختلف کردی که سعی دارند کردها را با هر زبان و دین و رسوماتی دور خود جمع نموده و از مرکزیت دور نمایند و حتی پرچم خود را در سایت مربوطه از پرچم کردستان گرفته اند. ( علاقمندان میتوانند به پیج فیسبوک من بنام بهنام آزادی رجوع کرده و بحث پیرامون استفاده از پرچم ملتهای دیگر برای ایرانیان و متاسفانه بیخبری کامنت گزاران را مشاهده کنید)  (1)
خوب این نمایی گذرا به پروژه کردستان بود که اما و اگرهای زیادی دازد و هنوز آبستن حوادث جدید است .
ترکیه و اتفاقات این یک ماهه اخیر و درگیریهای شدید بین کزدهای ترکیه با دولت مرکزی و سابقه حمایت این کشور از تروریسم داعش خود یکی از سرفصلهای بحث این مقاله خواهد بود که مجددا به آن خواهیم پرداخت .
کردستلن را موقتا رها کرده و با نگاهی به نقشه لوئیس طرح شوم تجزیه ایران را از زاویه ای کلی بنگریم.

براساس پروژه لوئیس هدف اینست : تکه تکه کردن خاورمیانه و ابتدا ایران قطعات ریز با آتش افروزی منطقه ای و پدید آوردن جنبش های جدایی طلبانه مابین کردها ، آذریها ، پشتونستان و اعراب جنوب با هدف تشکیل کشورهای نوپا که بتوانند با حکومت مرکزی رقابت کنند.
این جنبشها پس از جدایی از ایران خطر و تهدیدی برای حاکمیت کشورهای ترکیه عراق ایران پاکستلن و افغانستان خواهند بود و آتش افروزیهای آنها که منشا آن در دول غ بی باید جستجو شود نهایتا باعث سرایت این آتش بداخل کشورهای نامبرده شده و قومیتهای داخل آنها هم دچار انگیزه استقلال خواهی میشود که پس از چند سال تنش و درگیریهای قومی قبیله ای و کشتار م لتهای بیگناه این منطقه بالاخره پروژه تجزیه خاورمیانه وارد فاز دوم خود شده و با صرف کمترین انرژی و هزینه از سوی کشورهای غربی و حتی با فروش سلاح و تجهیزات و طرحهای بازسازی و فروش کالا و خدمات بهترین بهره وری را نیز از این وضعیت از آن خود نموده و پروژه را به گامهای اصلی نزدیک میکنند . (  نگاهی به وضعیت کشورهای استقلال یافته و وضعیت قبل و بعد از تجزیه نشان میدهد که از آن ایران آباد و سرسبز با امکانات صنعتی کشاورزی و معادن طبیعی جز فلات بزرگ ایران از شمال تا جنوب چیز دیگری برای یک کشور پهناور باقی نمانده و ایران بدون نفت همانگونه که آرزوی چند صد ساله اعراب و دشمنان ایرانیست بسرعت رو به نابودی و اضمحلال خواهد نهاد )
2_ پروژه الاحواز

از بهترین دستاوردهای این پروژه و شاید اصلیترین آن میتوان به پروژه الاحواز یا تشکیل دولتی شیعه نشین بنام عراق تفکیک شده به سه قسمت اصلی یاد نمود.
قسمت غربی هم مرز با سوریه و شمال اردن بنام عراق سنی و قسمت شرقی و جنوب شرق با ادغام در جنوب غربی ایران و بخشهایی از شمال شرقی حاشیه خلیج فارس ( غیر از کویت ) تشکیل دولتی قدرتمند بنام عراق شیعه داده و در واقع اعراب این مناطق را در خود جای داده و که با در اختیار داشتن کلیه منابع نفتی جنوب شرقی عراق و تمامی منابع نفت و گاز ایران در جنوب و جنوب غرب که شریان اقتصادی ایران میباشد ، کشورهای غربی به آرزوی دهه 70 میلادی که دستیابی به منابع نفتی مهم ایران و عراق باشد خواهند رسید.
مسلما دولتی که در این بخش حیاتی خاورمیانه برسرکار میاید دولتی دست نشانده و ترکیبی از سیاستمداران مورد تایید آمریکا انگلیس فرانسه آلمان و صهیونیستها خواهند بود که چنان دولتمردان کنونی افغانستان و حتی ایران و عراق قبل از تجزیه در راستای خواسته های آن کشورها حرکت کرده و در ازای حکومت فرمایشی و سناریو گونه ثروت لایزال منطقه را به آبشخوری بی پایان برای انان تبدیل خواهند نمود.
در پروژه مذکور اما سهم ایران چه خواهد بود از باقیمانده مناطق زرخیز جنوب؟ همان مناطق که اکنون با داشتن میلیاردها دلار نفت وگاز در استفاده از آب شرب خود بناچار از آبشخور حیوانات اهلی و تالابهایی که در آنها هم لباس میشویند و هم استحمام کرده و هم آب اشامیدنی برمیدارند و هیچکس هم از دولتمردان را باکی نیست .
در همین حال که هر روز گرد و غبار استان خوزستان را درنوردیده و آب لوله کشی ساکنین مرکز استان گل آلود خارج میشود و همه ایمها توسط شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده دارند ، طبق اسناد موجود دولت روحانی به آقای جهانگیری معاون اول ریاست جمهور دستور میدهد با فروش شرکتهای دولنی تا سقف 25000 میلیارد ریال و اختصاص قسمتی از بودجه آن ارز مورد نیاز برای تهیه 5000 خشت طلای 24 عیار و مقدار ده تن نقره برای مرمت و بازسازی کربلا و سامرا هزینه نمایند. !!! این تنها یک سند از انهدام ایران از داخل است که آخوندها مسئولیت اجرای آن را بخوبی عهده دار شده اند و در بخشهای بعدی ماموریت حضرات در راستای نابودی ایران و فرهنگ ناب ایرانس و تبدیل به فرهنگ عربی را به اطلاع دوستان خواهم رساند.
حال بعد از اجرای این سه پروژه و قبل از پرداختن به پروژه آذربایجان بزرگ با نگاهی به نقشه بعد از تجزیه خواهید دید برای ایران فارس نشین و خالی از قوم و قبایل غیر فارس چه برجا میماند؟ بخشهایی که قسمت اعظم رشته کوههای زاگرس و البرز را در بر خواهد گرفت و اتفاقا بهترین منابع نحیط زیست ، تراکم جمعیت ، آب و هوای مساعد جهت کشاورزی و دامداری و صنایع مهم نفتی و گازی در همین بخشهاست که تکه تکه شده و ایران دز واقع بعد از اجرای نقشه لوئیس چیزی نه برای کشاورزی و دامداری بلکه اصلیترین بخشهای حاصلخیز و صنعتی باضافخ مردمانی غیور و سلحشور در اقصس نقاط مرزهای کشور را از دست خواهد داد و با عدم توانایی در اداره کشکریکه وابسته تام به صنایع نفت و گاز است و هیچ پیش بینی برای چنین روزگاری نکرده است بسیار ساده و بدون مقاومت تسلیم دول دیگر شده و اصولا آنموقع ایران نیازی به دفاع و جنگ ندارد چون کاملا که وابسته به دیگر کشورها برای تامین مواد غذایی مردم نصف شده اش شد خودبخود از در دریوزگی و صلح درآمده و چیزی برای صادر کردن ( مثلا انقلاب ) ندارد.
البته شاید در آن زمان ماموریت آخوندها در نابودی ایران و تاریخ و هویت و کلیت کشور تمام شده و از باقی مانده آن به قصد کشورهایی که قبلا با دلار ایرامی آنها را آباد نموده بودند خارج شده باشند
اما این مربوط به غرب و جنوب غرب  ایران است .
با نگاهی دوباره به نقشه لوئیس وضعیت بلوچهای پس از تشکیل دولت پشتونستان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

3_ پروژه پشتونستان
در تمام دوره پهلویها و رژیم منحط کنونی که مبدا تمام بدبختیهای ایرانیان است ، کمترین سهم تولید ناخالص و ثروتهای بیکران به این قوم مفلوک و زجرکشیده رسیده و همیشه در تصورات بقیه ایرانیها، آنها را مردمانی قاچاقچی و فرشته مرگ برای دیگر هموطنان دیده اند یا بهتر بگویم آنها را اینگونه بما شناسانده اند . در حالیکه بوضوح روشن است ملتی که از ثروتهای کشور خود بی بهره مانده و از امکانات اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و دیگر امکانات بالقوه و بالفعل کشور بمثابه پایتخت ایران یا شهرهای بزرگتر محروم مانده باشند بناچار و برای امرار معاش و از بد حادثه چون در سر راه تجارت کالای مرگ قرار دارند به فروش و انتقال آن برای تامین مخارج خانواده خود روی آورده اند .
آنها مردمانی خونگرم ، میهن پرست و عجبا دارای آستانه تحمل بالایی در برابر آنهمه بی مهری دو حکومت بوده و دم فروبسته آماج هزاران برچسب و تهمت و افترای قومی قبیله ای و مذهب جداگانه قرارگر
فته و  مظلومانه هیچ اقدام قاطع و یا بزعم رژیم جنجال برانگیزی ننموده اند.
در واقع این خود رژیم و عوامل سپاه پاسداران است که به نقل و انتقال عظیم محموله های قاچاق پرداخته و جهت اغفال افکار عمومی هر از چند گاهی سرپرستان خانواده های بدبختی را بجرم حمل کمترین مقدار مواد مخدر بدار میکشد و صورت مسئله را پاک میکند .
حال بلوچستان ایران بسیار بهتر و آماده تر از پروژه های دیگر به این نقشه جواب مثبت داده و با گشاده دستی این پیشنهاد را بغل نموده و برای همیشه از شر این کشور که برایشان غیر از فقر و تنگدستی و تعصب و تبعیض نداشت خلاص خواهد شد.
بلوچها با ادغام در اقوام قدیم و دور افتاده در آنسوی مرزها با دارا بودن وجوه اشتراکی قومی قبیله ای زبانی و دینی که موزد تنفر ملایان است عاقبت نفس راحتی کشیده و تصور مینمایند این همان مدینه فاضله ایست که سالها از آنها دریغ داشته شده و اینک با تشکیل دولت متحد و خودمختار به آزادی و اقتصاد متکی بخود رسیده اند.
غافل از اینکه بمانند کردستان حکومت پشتونستان نیز  آلت دست قدزتهای بزرگ شده و هر چند از زیر یوغ آخوندهای جبار و خون آشام بیرون خواهد رفت اما اندک امنیت موجود در سایه کشوری پهناور را از دست داده و چنان کشورهای تازه استقلال یافته هر روز آماج صدمات ناشی از جنگ و خشونت خواهد شد .
مضاف اینکه کشورهای خودمختار نه ثروتی برای ادامه حیات اقتصادی دازند و نه توانایی خرید مایحتاج و تهیه تسلیحات نظامی برای دفاع از جمهوری تازه استقلال یافته در برابر طمع بیگانگان و شورشهای احتمالی .
بلوچستان در برابر بی عرضگی دولت مرکزی که شاید هر چند سال یکبار یک مسئول حکومتی بدانجا مشرف شود و بدلیل بی اهمیت بودنش برای ملایان همواره مورد تاخت و تاز گروههای مسلح و سیاسی مورد حمایت لابی غرب برای به اغتشاش کشاندن منطقه و آشوب و بلوا بوده است و در این 37 سال هیچ تصمیم قاطع و موجزی برای خروج این مردم از بحران بیکاری ، تورم ، عدم دسترسی به بهداشت و آب شرب بهداشتی و خلاصه هرآنچه که در قانون اساسی برای تمام مردم اقصی مقاط ایران یکسان دانسته شده ، اتخاذ نشده است .
رژیم توخالی و پوچ آخوندی فقط در نمایشهای متوالی با راه اندازی سمینارهای مسخره اتحاد شیعه و سنی اعتقادان این ملت را به سحره گرفته و بیش از پیش به شعور و درک بالای ایرانیان توهین نموده است .
با مطالب فوق به این جمع بندی میرسیم که ایران در دام اهریمن صفتانی با حربه دفاع از دین و کمک به پایداری اسلام افتاده و متاسفانه با ترکیب جهل و خرافه از درون چونان کرم تنه این درخت تناور را جویده و از برون در اربابانشان با آتش افروزی و ایجاد جنگهای قومی قبیله ای در عراق و شامات و یمن و افغانستان و ….  به اجرای این نقشه و در واقع نقشه تجزیه نهایی خاورمیانه کمکهای شایان مینمایند.
در مقالات بعدی ادامه مقاله در بخشهایی در پیگیری و اسناد تازه تری از این نقشه پلید بآگاهی دوستان ایراندوست خواهد رسید .
پاینده ایران با مردمان فهیمش

بهمن مقتدری
عضو شورای مرکزی
2 می 2016

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s