تجزیه ایران ـ آخوندها : عاملی نفوذی برای تجزیه و نابودی ایران از داخل

در این مقاله و مقالات مرتبط بعدی برخی از مطالب از سایت فیسبوک persian gholf عینا نقل شده و میتوان گفت چهارچوب سرفصلهای مقالات را تشکیل داده و مطالب تجزیه تحلیل شده با استفاده از اخبار روزانه و یافتن مواردیکه رابطه کاملا مستقیم با این مبحث را دارند ،برای صحت و سقم خبر اصلی مورد استفاده قرار گرفته و در واقع زمانیکه تکه های پازل بهم وصل شود متاسفانه به این نتیجه دهشتناک واقف می شویم که ایران با یک نقشه ماهرانه ،حساب شده و بسیار پلید بسوی تجزیه و تکه تکه شدن میرود که خود مقدمه تجزیه بزرگ خاورمیانه میباشد.
دوستان حاضر در اپوزیسیون و مردم ایران که مخالف با حکومت خودکامه ملایان هستند بخوبی در شرایط پیش آمده بر مواضع ضد آخوندی اصرار دارند و نقایص و عملکرد فاجعه بار حکومت را رصد و با آن به مقابله برمی خیزند. اما ….
اما دامنه فاجعه ایران ستیزی و برباد دادن سوابق ،تاریخ ، اقتصاد و تمامیت ارزی کشور آنقدر گسترده است که یک نفر نخواهد توانست بخوبی از عهده گردآوری و تدوین و اطلاع رسانی بموقع آن بخوبی و در یک تایم زمانی مناسب برآید و در واقع برای برخورد با دسیسه های حکومت دیکتاتوری روحانیون که روز بروز با استفاده از جهل و استفاده از فقر فرهنگی و بیسوادی سیاسی ملت ایران بر قدرتشان افزون میشود؛ یک تیم زبده نیاز است . 

حتی این موضوع باعث گردید بنده حدود یکماه به گردآوری و رصد اخبار و اسناد خروجی سایتهای داخلی و خارجی از مسائل ایران و سیاستهای خصمانه آن با ایران و ایرانی بپردازم تا بتوانم در این سیلاب اخبار ناامیدکننده و یاس آور اهم آنها را دسته بندی نموده و در چند مرحله عرضه دارم.
با توجه به گستردگی مطالب و مرتبط بودن برخی با برخی دیگر بدون اینکه تضادی با هم داشته باشند (  که گاه یکدیگر را اثبات هم میکنند …) بر آن شدم دسته بندی مطالب را بصورت بخشهای مرتبط با هم معرفی نمایم و نهایتا سعی شده بدور از حس تنفر و کینه شخصی نسبت به عوامل حکومت ،تمامی نقل قولها ،اخبار و اسناد موجود را بیطرفانه و صرفا جهت افشای عملکرد موذیانه و کثیف این قشر ایران برانداز بهمگان اطلاع رسانی نمایم .
امیدوارم تا زمان بیشتری از دست نرفته ایرانی بخود آمده و با تاثیر پذیری از داشته ها و تجربیات تاحال و الگو گرفتن از تاریخ بهمراه استفاده حداکثری از افشاگری دیگران حرکتی اساسی و ماندگار در تاریخ ایران انجام دهد و از آنسو اپوزیسیون متفرق و تفکیک شده که هر کدام با ایده ای متفاوت براساس سلایق مختلف ولی با اهداف یکسو سودای نجات ایران را دارند ، بخود آمده و با اتحاد و یکی شدن در برابر قدرت روزافزون بیگانگان بظاهر ایرانی و در خفا دشمنان ایران ، دست در دست هم نهند به مهر
میهن خویش را کنند آزاد…..

بخش اول :سرآغاز ، چگونه سناریو تجزیه ایران کلید خورد؟

با شروع دهه 50 شمسی و ادامه جنگ سرد غرب و شرق که مخاصمه ای بود بر سر غنائم موجود در خاورمیانه ، پادشاه ایران با اشتباهاتی بزرگ که باعث از میان رفتن بقای سلطنت خود و از دست رفتن اقتدار و امنیت و ثروت ایران شد ؛ و با احساس قدرت در منطقه و پشتیبانی پنجمین ارتش قدرتمند دنیا اقدام به ایجاد تفکر برابری ایران در موازنه قدرت با غرب کرد .

     او در اشتباهی بزرگتر و درجهت ممانعت از نفوذ کمونیسم شرق به روحانیت تشنه قدرت فرصتهای طلایی داد و دست آنان را در تصمیم گیریهای اجتماع مسلمین باز نهاد و از قدرت گیری زیر پوستی این دجلان زمان
     کاملا غافل بود و همین فرصت طلایی و اندک کافی بود که روحانیون که سالها برای به قدرت رسیدن روزشماری میکردند به تحکیم مواضع پرداخته و زمینه را با پشتوانه قدرتهای غربی برای به زیر کشیدن حکومت شاه مغتنم بشمارند .    

اعتماد شاه به قدرت خود و در دست داشتن سلاح نفت باعث حملات عدیده در مصاحبه های خود به کشورهای خریدار نفت بود . در این حملات که بیشتر در مصاحبه های مطبوعاتی با نمایندگان مطبوعات آمریکا و انگلیس (که بعدها مشخص شد از جاسوسان زبردست بوده و طرح سوالاتشان شاه را ناخواسته بسوی اجرای نقشه دول غرب سوق داد) ثبت شده است ، شاه از اینکه کشورهای غربی و اروپا نفت را بقیمت بسیار نازل خریداری کرده و اجناس خود را به نرخ روز به ایران میفروشند برآشفته نمود و این برآشفتگی را نتوانست پنهان نماید .

 کار بجایی رسید که سران قدرتهای بزرگ در جزیره گوادلوپ فرانسه سریعا تشکیل جلسه داده تا برای شاه که اینک بجای مهره دست نشانده و ژاندارم خلیج فارس تبدیل به رقیبی قدرتمند شده بود چاره ای بیندیشند. این دسیسه بهمراه پیش بینی های دیگر در مورد ایران (مثل ایده کارتر برای رفتن شاه و بوجود آوردن فضایی دیگر در ایران که اشتباه از کار درآمد یا فرستادن ژنرال رابرت هایزر برای بیطرف ماندن ارتش بدون اطلاع مافوقش الکساندر هیگ که خشم او را هم برانگیخت) باعث شد روحانیون فرصت طلب که در همان زمان و به موازات سست شدن پایه های حکومت شاه توسط منابع جاسوسی غرب تجهیز می شدند و وهده های دروغین و پر طمطراق و مسمومی به اذهان مردم وارد میکردند ؛ باعث شد در زمانی بسیار کوتاه دودمان سلسله پادشاهی 2500 ساله در ایران در برابر بهت و حیرت کارشناسان سیاسی و عامه مردم جهان برچیده و کشور بدست اوباشانی بیسواد که کمترین دانشی از مملکت داری نداشتند افتاده که در وهله اول و با شتابزدگی فراوان کلیه دست اندکاران ارتش و نظام کشور را به رگبار گلوله بسته و بدین ترتیب ایران از اوج عزت به دامنه حضیض ذلت افتاد.

    ژیسکار دستن رییس جمهور وقت فرانسه در توصیف هیجان و خشم ملت برای بیرون کردن شاه و برگشت خمینی از تبعید در سخنانی توام با تعجب گفته است : در حیرتم از این حجم بسیار بالای مردمی که دوست دارند با دست خود ؛ خویشتن را به گرداب فقر و نیستی و مرگ ببرند و این در هیچ قانونی مورد قبول عقل نیست !! 


 ابتدا در اثبات عرایضم اشاره ای میکنم به یکی از برنامه های شبکه فارسی آمریکا voa: آقای مهدی فلاحتی در یکی از برنامه های صفحه آخر ( سوم اردیبهشت 95 برابر با 22 آوریل 2016 ) در مقدمه برنامه با عنوان رفراندوم کردستان عراق  میگوید : ( الان یه عده میگن چی شد صدای آمریکا به رفراندوم کردستان عراق پرداخت؟ خودشون بهم ریختن الانم میخوان رفراندوم راه بیندازند بعد ایران رو تجزیه کنن بعدن برن سر وقت تجزیه نقشه  خاورمیانه . با همین برنامه ها مردم رو تحریک میکنن .  خود فلاحتی میگه : سالها از واقعیتها ترسیدیم و طرفش نرفتیم چون نخواستیم بدانیم چه میگذرد و زمانیکه بلا نازل شد همه گفتیم عجب ما نمیدانستیم . حال من( فلاحتی) میگویم این برنامه ها مال کسیست که میخواهد بداند اطرافش چه میگذرد!!!!)
      بنظر شما چرا مجری برنامه فارسی آمریکا به سراغ جنین بحثی میرود ؟  دلیل آن میتواند در موارد ذیل مشاهده شود با قصد اطلاع رسانی و ایجاد پیش زمینه برای نه شروع پروژه بلکه ادامه آن که پروژه موصوف مدتهاست که شروع شده :
۱-  فرو ریختن برجهای دو قلوی تجارت جهانی آمریکا بدست خود آمریکا و حمله به افغانستان به بهانه سرکوب القاعده
 ( که همه این نمایش را خود آمریکا و اسراییل برای دستیابی بهانه ای جهت ورود قانونی و مبارزه با تروریسم در خاورمیانه طرح ریزی کردند )
۲- دادن چراغ سبز حمله عراق به کویت پس از انهدام اقتصاد ایران با جنگی ۸ ساله و فرسایشی و پس از آن حمله نظامی به عراق ( یک قدم به خاورمیانه نزدیکتر ) و اعدام مهره ای سوخته بنام صدام که تکه کوچک و اولیه پازل تجزیه را بنام حمله به ایران کامل کرده بود.
۳-جنگ بین یمن و عربستان و ایجاد جو دشمنی بین کشورهای عرب منطقه .
 ۴- تشکیل و مسلح کردن گروهی خونخوار و آدمکش بنام داعش به قصد برهم زدن نمای خاورمیانه و تقسیم اراضی آن پس از پایان یافتن دوران جنگ سرد و تضعیف بلوک از هم پاشیده شرق .
 
گروه تروریستی داعش یک گروه چند ملیتی، متشکل از مزدوران جنگجو از بریتانیا و فرانسه، کشورهای آفریقای شمالی، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، ترکیه  و پاکستان و نیز تندروان مذهبی از اردن و عربستان می باشد. این گروه تروریستی با پشتیبانی مالی سعودی ها، تامین اسلحه و نیرو از سوی دولت ترکیه (برای کشتار کُردها) و تعلیمات نظامی از سوی دولت آمریکا تشکیل شده است.
 همچنین، گروه هایی همانند داعش نیز در ایران، که از سوی کشورهای غربی تشکیل شده اند نیز سرگرم فعالیت می باشند که در آینده با انتقال و پیوستن بخشی از تروریستهای داعش به این گروه ها (از جمله گروههای عرب در جنوب ایران که خود را الاحوازی میخوانند  و نیز الجیش العدل در سیستان و بلوچستان) در صدد پدید آوردن رخدادی همانند عراق و سوریه در ایران هستند، که موجب تشنجات درونی و حتی جنگ داخلی در ایران می شود. البته این جزیی از نقشه تجزیه ایران است که بعدا بیشتر از آن خواهید شنید .
 
۵- از همه مهمتر ارایه فرصتی طلایی به ملایان ایران برای دخالت در امور داخلی آنها و اعزام سلاح و نیروی جنگی به قصد نبرد با کفار !!!‌ و نهایتا صدور به اصطلاح انقلاب . ( نگاهی به اوضاع سوریه و عراق و دخالت مستقیم ایران ؛ اعزام نیروهای متجاوز سپاه با ترکیب افاغنه با نام لشگر فاطمیون و حتی تیپ مستعد و متخصص نوحد و بخشی از ارتش ایران که در قانون اساسی وظیفه دفاع از تمامیت ارضی کشور را دارد نه کشوری دیگر و نیروهای بسیج که هر روزه شاهد از بین رفتن تعداد زیادی از نیروها و نابودی اقتصاد کشور هستیم . ) 
۶- ایجاد جو دشمنی بین کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران و نیز ایجاد پروژه ایران هراسی که جنگ لفظی شیعه و سنی به این آتش دامنه بیشتری داده و حتی باعث ایجاد کینه و نفاق در بین اقوام ایرانی با یکدیگر شده است . ( همین مورد آخری یکی از موارد مهم ایجاد تفرقه در بیت ایرانیان و کمک به پروژه تجزیه قومی فرهنگی ایران در آینده نزدیک است . ) 
 
نقشه برنارد لوییس ( ۱ ) 
 

برنارد لوئیس پژوهشگر انگلیسی -کلیمی و از هواداران سرسخت صهیونیست بین الملل طراح و پیشگام آن بود و در اوج تلاطم روحی و فکری مردم ایران و در ماه مه 1979 در گردهمایی بیلدربرگ در اطریش اعلام کرد : تنها راه رویارویی با فرهنگ اصیل ایران نابود ساختن آن از درون است و پیشنهاد تجزیه ایران در خطوط قومی و زبانی در بین :

   الف :‌ 

کردها (پروژه کردستان بزرگ ) ب : اعراب خوزستان ( پروژه الاحواز ) ج : بلوچها ( پروژه پشتونستان ) د :  آذریها ( پروژه آذربایجان بزرگ ) را طبق نقشه زیر ارایه میدهد.

   

براساس پروژه لوئیس هدف اینست : تکه تکه کردن کشورهای خاورمیانه و ایران به قطعات ریز با آتش افروزی منطقه ای و پدید آوردن جنبش های جدایی طلبانه مابین اعراب ؛ کردها ، آذریها ، پشتونستان  با هدف تشکیل کشورهای نوپا که بتوانند با حکومت مرکزی رقابت کنند. 

این جنبشها پس از جدایی از ایران خطر و تهدیدی برای حاکمیت کشورهای ترکیه عراق ایران پاکستلن و افغانستان خواهند بود و آتش افروزیهای آنها که منشا آن در دول غ بی باید جستجو شود نهایتا باعث سرایت این آتش بداخل کشورهای نامبرده شده و قومیتهای داخل آنها هم دچار انگیزه استقلال خواهی میشود که پس از چند سال تنش و درگیریهای قومی قبیله ای و کشتار م لتهای بیگناه این منطقه بالاخره پروژه تجزیه خاورمیانه وارد فاز دوم خود شده و با صرف کمترین انرژی و هزینه از سوی کشورهای غربی و حتی با فروش سلاح و تجهیزات و طرحهای بازسازی و فروش کالا و خدمات بهترین بهره وری را نیز از این وضعیت از آن خود نموده و پروژه را به گامهای اصلی نزدیک میکنند . (  نگاهی به وضعیت کشورهای استقلال یافته بعد از تجزیه و وضعیت قبل و بعد از آن نشان میدهد که از آن ایران آباد و سرسبز با امکانات نفتی ؛ صنعتی ؛ کشاورزی و معادن طبیعی جز فلات بزرگ ایران از شمال تا جنوب چیز دیگری برای یک کشور پهناور باقی نمانده و ایران بدون نفت همانگونه که آرزوی چند صد ساله اعراب و دشمنان ایرانیست بسرعت رو به نابودی و اضمحلال خواهد نهاد )

 
   
 
1_ پروژه کردستان بزرگ

با جمع بندی اتفاقات حادث شده در کشورهای همسایه ایران میتوان گفت پروژه کردستان بزرگ مدتهاست آغاز شده و در حال پیشرفت است. کردهای عراق در جای جای تاریخ با مبارزات و شورشهای دائمی همیشه اندیشه جدایی از موطن اصلی خود را داشته اند و با کردهای ترکیه و زمانی ( اوایل انقلاب آخوندها ) نیز با کردستان ایران داعیه اتحاد در سر داشتند . آنها در هر برهه از زمان با حمایت آشکارا و پنهان غرب یا شرق و جدیدا با سلاح و پولهای آمریکا پس از سرنگونی صدام ( که این ماجرای درهم تنیده و جنگ هشت ساله با ایران و در پی آن حمله به کویت نیز یکی از پازلهای گمشده تجزیه خاورمیانه است ) یک منطقه بنام اقلیم کردستان بصورت خودخوانده و برخلاف موافقت دولت مرکزی ( که درگیر مناقشات پارلمانی و تنش جنگ با عناصر داخلی بود ) ایجاد و علیرغم اینکه مورد بهره برداری دول غربی واقع شده اند اما بزعم خود و با خیال فروش چند کشتی نفت بدون مالک قصد تشکیل دولتی مستقل و فراگیر متشکل از کردهای 4  کشور عراق ترکیه سوریه و ایران را دارند.

     در اینسو ایران با شروع دخالت در امور داخلی عراق از دیرباز و گماردن و حمایت از مهره ای شیعه بنام نوری المالکی و ایجاد دشمنی در میان اقوام و قبایل عراق بدون توجه به آراء مردم آن کشور و قولهای مساعد برای کمکهای مردمی و انساندوستانه در ظاهر و در باطن تحریک اقوام و قبایل عرب و کرد شیعه و سنی برای بهم ریختن توازن سیاسی و نظامی کشور همسایه باعث شروع جنگ داخلی در عراق و منطقه شد که آثار زیانبار آن تا امروز در عملیاتهای کشتار جمعی با بمب گذاری و جنگ داخلی مشهود است .  
  در داخل ایران حکومت با بی اعتنایی به سرنوشت کردهای ایران و عدم تخصیص سهم آنان در اداره امور کشور و مناطق کرد نشین و حتی برعکس و در جهت اغوای این قوم کهن ایرانی به شورش و یاغی گری برای بدست آوردن بهانه های واهی و به سیخ کشیدن مردان و زنان آزاده در سلولهای زندان و اعدامهای گله ای سعی زیادی در اجرای قطعه ای از نابودی ایران از داخل و کمک به تجزیه کشور بنماید . 
بیکاری گسترده تر از سایر استانهای شیعه نشین ؛ عدم تخصیص منابع مالی برای استان ؛ عدم وجود زیر ساختهای صنعتی برای اشتغال جوانان ؛ یکسو نگری در آزادیهای قومی و زبانی منجر به اعتراضهای جمعی و دستگیریهای بیشمار ؛ عدم توجه کافی به مشکلات معیشتی و بهداشت و آموزش و سلامت نسل کودکان و ……. در فشار مضاعف به پیکره کردستان باعث ایجاد انگیزه آنان به جدایی و پیوستن به کردستانی بزرگ شده تا پس از سالها زخم خوردن از نسل آخوندی که داعیه ایجاد کشوری شیعی مذهب را در سر میپروراند ؛ خلاصی یابند .   

توجه کنید هنوز این پروژه در ابتدای راهست و تا زمانیکه محدوده جغرافیایی یک ملت بزرگ باشد هیچ خطری او را تهدید نمیکند :      ( مثال : کردستان ایران زیر لوای دولت مرکزی یا در عراق زیر نظر صدام ) اما بمجرد بظاهر استقلال یافتن ضعیف شده و مطمع نظر دولتهایی واقع خواهد شد که مدتها پول و سلاح برای خود مختاری پرداخته اند .
به همه اینها درگیریهای بوجود آمده در خاک عراق توسط ایادی و دست نشانده های دشمنان ملل خاورمیانه با نام دهان پر کن داعش را بیفزایید تا متوجه عمق فاجعه شوید.
در همین زمان و با بپاخاستن گروههای  کرد ایرانی در سرحدات کردستان و در پی گرم شدن تنور جنگ داخلی و بیخردی ایادی آخوندی در کشورداری ، در میان اخبار براحتی میتوان خروش آزادیخواهی و جدایی طلبی کردها را شنید . چرا که اگر من و شما این وضعیت را درک کرده باشیم مسلم بدانید آنها که قصد آشوب و جدایی طلبی دارند نیز حتی قبل از ما زمزمه ها را شنیده و عطش وافر چندین ساله شان را قصد فرونشانی دارند .
این تحرکات را در اخبار روزمره و چه بسا در نرم افزارهای اجتماعی و دنیای مجازی بوضوح میتوان یافت .
پیج های موجود در فیسبوک بنامهای مختلف کردی { سرچ کنید : کرماشانگم } که سعی دارند کردها را با هر زبان و دین و رسوماتی دور خود جمع نموده و از مرکزیت دور نمایند و حتی پرچم خود را در سایت مربوطه از پرچم کردستان عراق گرفته اند. ( 2 )
این نمایی گذرا به پروژه کردستان بود که اما و اگرهای زیادی دارد و هنوز آبستن حوادث جدید است .
ترکیه و اتفاقات این یک ماهه اخیر و درگیریهای شدید بین کردهای ترکیه با دولت مرکزی و سابقه حمایت این کشور از تروریسم داعش خود یکی دیگر از دلایل پا گرفتن این ادعاست .  


تصویر درون برنامه‌ای 2

2_ پروژه الاحواز

از بهترین دستاوردهای این پروژه و شاید اصلیترین آن میتوان به پروژه الاحواز یا تشکیل دولتی شیعه نشین بنام عراق تفکیک شده به سه قسمت اصلی یاد نمود.
قسمت غربی هم مرز با سوریه و اردن بنام عراق سنی و قسمت شرقی و جنوب شرق با ادغام در جنوب غربی ایران و بخشهایی از شمال شرقی حاشیه خلیج فارس ( غیر از کویت ) تشکیل دولتی قدرتمند بنام عراق شیعه داده و در واقع اعراب شیعی این مناطق را در خود جای داده که با در اختیار داشتن کلیه منابع نفتی جنوب شرقی عراق و تمامی منابع نفت و گاز ایران در جنوب و جنوب غرب که شریان اقتصادی ایران میباشد ، کشورهای غربی به آرزوی دهه 70 میلادی که دستیابی به منابع نفتی مهم و البته مجانی ایران و عراق باشد خواهند رسید.
مسلما دولتی که در این بخش حیاتی خاورمیانه برسرکار میاید دولتی دست نشانده و ترکیبی از سیاستمداران مورد تایید آمریکا انگلیس فرانسه آلمان و صهیونیستها خواهند بود که چنان دولتمردان کنونی افغانستان و حتی ایران و عراق قبل از تجزیه در راستای خواسته های آن کشورها حرکت کرده و در ازای حکومت فرمایشی و سناریو گونه ثروت لایزال منطقه را به آبشخوری بی پایان برای انان تبدیل خواهند نمود.
در پروژه مذکور اما سهم ایران چه خواهد بود در نبود مناطق زرخیز جنوب؟ همان مناطق که اکنون با داشتن میلیاردها دلار نفت وگاز در استفاده از آب شرب خود بناچار از آبشخور حیوانات اهلی و تالابهایی که در آنها هم لباس میشویند و هم استحمام کرده و هم آب اشامیدنی برمیدارند و هیچکس هم از دولتمردان را باکی نیست .
در همین حال که هر روز گرد و غبار استان خوزستان را درنوردیده و آب لوله کشی ساکنین مرکز استان گل آلود خارج میشود و همه ایمها توسط شبکه های اجتماعی بازتاب گسترده دارند ، طبق اسناد موجود دولت روحانی به آقای جهانگیری معاون اول ریاست جمهور دستور میدهد با فروش شرکتهای دولتی تا سقف 25000 میلیارد ریال و اختصاص قسمتی از بودجه آن ارز مورد نیاز برای تهیه 5000 خشت طلای 24 عیار و مقدار ده تن نقره برای مرمت و بازسازی کربلا و سامرا هزینه نمایند. !!! این تنها یک سند از انهدام ایران از داخل است که آخوندها مسئولیت اجرای آن را بخوبی عهده دار شده اند و در بخشهای بعدی ماموریت حضرات در راستای نابودی ایران و فرهنگ ناب ایرانی و تبدیل به فرهنگ عربی را به اطلاع دوستان خواهم رساند.
حال قبل از پرداختن به پروژه آذربایجان بزرگ و پشتونستان با نگاهی به نقشه بعد از تجزیه خواهید دید برای ایران فارس نشین و خالی از قوم و قبایل غیر فارس چه برجا میماند؟ بخشهایی که قسمت اعظم رشته کوههای زاگرس و البرز را در بر خواهد گرفت و اتفاقا بهترین منابع محیط زیست ، تراکم جمعیت ، آب و هوای مساعد جهت کشاورزی و دامداری و صنایع مهم نفتی و گازی در همین بخشهاست که تکه تکه شده و ایران در واقع بعد از اجرای نقشه لوئیس نه نفت و گازی برای عرض اندام و فروش دارد که از محل فروش آن میلیاردها دلار به اعراب سوریه و لبنان و فلسطین و عراق بصورت مجانی اهدا کند؛  نه صنعت قابل توجه برای ادامه حیات ؛ و نه زمین های حاصلخیز و مرغوب برای کشاورزی و دامداری بلکه اصلیترین بخشهای حاصلخیز و صنعتی باضافه مردمانی غیور و سلحشور در اقصی نقاط مرزهای کشور را از دست خواهد داد .

 

 در آنزمان با عدم توانایی در اداره کشوریکه وابسته تام به صنایع نفت و گاز است و هیچ پیش بینی برای چنین روزگاری نکرده است بسیار ساده و بدون مقاومت تسلیم دول دیگر شده و اصولا آنموقع ایران نیازی به دفاع و جنگ ندارد چون کاملا وابسته به دیگر کشورها برای تامین مواد غذایی مردم نصف شده اش شد خودبخود از در دریوزگی و صلح درآمده و چیزی برای صادر کردن ( مثلا انقلاب ) ندارد.

البته شاید در آن زمان ماموریت آخوندها در نابودی ایران و تاریخ و هویت و فرهنگ و کلیت کشور تمام شده و از باقی مانده آن به قصد کشورهایی که قبلا با دلار ایرانی آنها را آباد نموده بودند خارج شده باشند
اما این مربوط به غرب و جنوب غرب  ایران است .
با نگاهی دوباره به نقشه لوئیس وضعیت بلوچهای پس از تشکیل دولت پشتونستان را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

تصویر درون برنامه‌ای 1

3_ پروژه پشتونستان
در تمام دوره پهلویها و رژیم منحط کنونی  ، کمترین سهم تولید ناخالص ملی و ثروتهای بیکران به این قوم مفلوک و زجرکشیده رسیده و همیشه در تصورات بقیه ایرانیها، آنها را مردمانی قاچاقچی و فرشته مرگ برای دیگر هموطنان دیده اند یا بهتر بگویم آنها را اینگونه بما شناسانده اند . در حالیکه بوضوح روشن است ملتی که از ثروتهای کشور خود بی بهره مانده و از امکانات اقتصادی ، آموزشی ، بهداشتی و دیگر امکانات بالقوه و بالفعل کشور بمثابه پایتخت ایران یا شهرهای بزرگتر محروم مانده باشند بناچار و برای امرار معاش و از بد حادثه چون در سر راه تجارت کالای مرگ قرار دارند به فروش و انتقال آن برای تامین مخارج خانواده خود روی آورده اند .
آنها مردمانی خونگرم ، میهن پرست و عجبا دارای آستانه تحمل بالایی در برابر آنهمه بی مهری دو حکومت بوده و دم فروبسته آماج هزاران برچسب و تهمت و افترای قومی قبیله ای و مذهب جداگانه قرارگرفته و  مظلومانه هیچ اقدام قاطع و یا بزعم رژیم ؛ جنجال برانگیزی ننموده اند. این مردمان نیز از بد حادثه دارای مذهب تسنن بوده و همین باعث ایجاد تبعیض و افتراق بین آنها و دیگران شده است .

 

در واقع این خود رژیم و عوامل سپاه پاسداران است که به نقل و انتقال عظیم محموله های قاچاق پرداخته و جهت اغفال افکار عمومی هر از چند گاهی عده ای از آزادیخواهان و مبارزان ایرانی خاصه بلوچ و سرپرستان خانواده های بدبختی را بجرم حمل کمترین مقدار مواد مخدر بدار میکشد و صورت مسئله را پاک میکند .

 

حال بلوچستان ایران بسیار بهتر و آماده تر از پروژه های دیگر به این نقشه جواب مثبت داده و با گشاده دستی این پیشنهاد را بغل نموده و برای همیشه از شر این کشور که برایشان غیر از فقر و تنگدستی و تعصب و تبعیض نداشت خلاص خواهد شد.
بلوچها با ادغام در اقوام قدیم و دور افتاده در آنسوی مرزها با دارا بودن وجوه اشتراکی قومی قبیله ای زبانی و دینی که مورد تنفر ملایان است عاقبت نفس راحتی کشیده و تصور مینمایند این همان مدینه فاضله ایست که سالها از آنها دریغ داشته شده و اینک با تشکیل دولت متحد و خودمختار به آزادی و اقتصاد متکی بخود رسیده اند. ( از قفسی به قفس بزرگتر رفتن )
غافل از اینکه بمانند کردستان حکومت پشتونستان نیز  آلت دست قدرتهای بزرگ شده و هر چند از زیر یوغ آخوندهای جبار و خون آشام بیرون خواهد رفت اما اندک امنیت موجود در سایه کشوری پهناور را از دست داده و چنان کشورهای تازه استقلال یافته هر روز آماج صدمات ناشی از جنگ و خشونت خواهد شد .
مضاف اینکه کشورهای خودمختار نه ثروتی برای ادامه حیات اقتصادی دارند و نه توانایی خرید مایحتاج و تهیه تسلیحات نظامی برای دفاع از جمهوری تازه استقلال یافته در برابر طمع بیگانگان و شورشهای احتمالی . ( تجارب جمهوریهای استقلال یافته پس از فروپاشی شوروی سابق به ذهنها متبادر میگردد و تاخت و تاز کشورهای بیگانه.)
بلوچستان در برابر بی عرضگی دولت مرکزی که شاید هر چند سال یکبار یک مسئول حکومتی بدانجا مشرف شود و بدلیل بی اهمیت بودنش برای ملایان همواره مورد تاخت و تاز گروههای مسلح و سیاسی مورد حمایت لابی غرب برای به اغتشاش کشاندن منطقه و آشوب و بلوا بوده است و در این میان کشتار مردمان بیدفاع و زنان و کودکان معصوم در انفجارهای هر از چند گاهی به بهانه های واهی اتفاق و وحدت بین شیعه و سنی که مخصوصا و با تدبیر روباه گونه آخوندها در راستای ایجاد ترس و واهمه در مردم صورت میگیرد ؛ وضعیت امنیت مضحک این دیار سوخته در آفتاب گرم بیابانها را دستخوش ملعبه می نمایاند.   

   دریع از یک برنامه مدون و حاوی توجه به زیر ساخت برای از بین بردن ریشه فقر و اعتیاد و قاچاق مواد مخدر و ریشه دواندن امید زندگی بدون هراس که برخورداری از آن حق تمام آنهاست و دیگر مزایای زندگی برای بادیه نشینان بلوچ که از محرومترین و دورافتاده ترین استانهای کشور هستند . در این 37 سال هیچ تصمیم قاطع و موجزی برای خروج این مردم از بحران بیکاری ، تورم ، عدم دسترسی به بهداشت و آب شرب بهداشتی و خلاصه هرآنچه که در قانون اساسی برای تمام مردم اقصی مقاط ایران یکسان دانسته شده ، اتخاذ نشده است .

رژیم توخالی و پوچ آخوندی فقط در نمایشهای متوالی با راه اندازی سمینارهای مسخره اتحاد شیعه و سنی اعتقادان این ملت را به سحره گرفته و بیش از پیش به شعور و درک بالای مردم بلوچ و ایرانیان توهین نموده است .
با مطالب فوق به این جمع بندی میرسیم که ایران در دام اهریمن صفتانی با حربه دفاع از دین و کمک به پایداری اسلام افتاده و متاسفانه با ترکیب جهل و خرافه از درون چونان کرم تنه این درخت تناور را جویده و به اقتضای منافع اربابانشان با آتش افروزی و ایجاد جنگهای قومی قبیله ای در عراق و شامات و یمن و افغانستان و ….  به اجرای نقشه نابودی ایران و در مرحله بعد ؛ تجزیه نهایی خاورمیانه کمکهای شایان مینمایند.

کشورهای غربی با درگیر ساختن ایران در جنگی، یا ایجاد یک جنگ داخلی در پی جدایی سرزمین های نفت و گاز خیز از ایران هستند، که متاسفانه نه تنها بدان توجهی نشده است بلکه براساس سیاست رجزخوانی و شعار دادن ۳۷ سال گذشته، که این و آن «هیچ غلطی نمی توانند بکنند»، هیچ برنامه ای در راستای رویارویی و خنثی سازی چنین خطری درنظر گرفته نشده است
 

 در مقالات بعدی بخشهایی دیگر از این تزویر و حیلت بیگانگان پیگیری و اسناد تازه تری از این نقشه پلید بآگاهی دوستان ایراندوست خواهد رسید .
پاینده ایران با مردمان فهیم

bahman moghtadery
 

                                            بهمن مقتدری
عضو شورای مرکزی جبهه آزادیخواهان مردم ایران
1/6/2016

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s