معامله های پنهانی هاشمی رفسنجانی با اسراییل و امریکا 

در پاییز سال ۱۹۸۰، تنها یک سال پس از آن که انقلابیونِ ایران حکومت شاه را سرنگون کردند، جمهوری اسلامیِ تازه تأسیسِ آیت الله خمینی بقای خود را در مصاف با عراقِ صدام حسین سخت در معرض خطر می دید. دیکتاتور عراق که هم از تبلیغات اسلام گرایانه خمینی واهمه داشت و هم ضعف ارتش ایران پس از تصفیه نیروهای نظامی او را وسوسه می کرد، در ماه سپتامبر به ایران حمله کرد.ایران در آن زمان منزوی شده بود. همه همسایه های عربِ ایران، به استثنای سوریه که عمدتاً بر تسلیحات امریکا متکی بود، به مهمات و تجهیزات تازه ای نیاز داشتند.

در این میان، امریکا پس از تسخیر سفارت خود و گروگان گیری دیپلمات های امریکایی به دست «دانشجویان خط امام» در سال ۱۹۷۹، تحریم هایی را در مورد فروش سلاح و مهمات به ایران اعمال کرده بود. در سال ۱۹۸۳ نیز در اقدامی دیپلماتیک که به «عملیات ثابت قدم» معروف است، تلاش کرد تا کشورهای مختلفی را قانع کند که از فروش سلاح به ایران خودداری کنند.

ارتش و نیروهای نظامی ایران عمدتاً به سلاح ها و تجهیزات شوروی و چین متکی شده بودند. ایران بخش عمده ای از این سلاح ها را از طریق کشورهای اروپای شرقی که تحت نفوذ شوروی بودند و نیز سوریه و کره شمالی تهیه می کرد؛ حال آن که چشمش به شدت دنبال سلاح های امریکایی بود.

سلاح ها را به رفسنجانی بدهید اما مخفیانه!

در اواسط سال های دهه ۱۹۸۰، بعضی از مقامات امریکایی که در دولت «رونالد ریگان» جایگاهی داشتند و یا به حلقه های دولت نزدیک بودند – مانند «رابرت مک‌فارلین»، مشاور امنیت ملی امریکا و «ویلیام جی. کیسی»، رییس «سیا»- به این نتیجه رسیدند که شاید برای محدود ساختنِ قدرت و نفوذ شوروی، با «میانه روهای» ایران وارد گفت وگو شوند. فروش اسلحه ابزار مطبوعی بود

از نظر آن ها، شاخص ترین فرد برای انجام این کار، «اکبر هاشمی رفسنجانی» بود که از نزدیکان خمینی نیز به شمار می رفت. اعضای کابینه ریگان احتمالاً با رفسنجانی زمانی بیش تر آشنا شدند که تروریست های «حزب الله» در ژوئن سال ۱۹۸۵ هواپیمای شماره ۸۴۷ «ترانس‎ورلد ایرلاین»(TWA) را که از آتن به رم می رفت، ربودند.

«مالکوم برن»، از اعضای «آرشیو امنیت ملی» در دانشگاه «جورج واشنگتن» و نویسنده کتاب «رسوایی ایران کنترا: ریگان و سوء استفاده مهار نشده از قدرت ریاست جمهوری» در این خصوص می گوید: «شواهد حاکی از آن است که مک‌فارلین و “جورج شولتز”، وزیر وقت امور خارجه امریکا [که مخالف فروش سلاح به ایران بود] به اطلاعاتی دست یافتند که بنابر آن، رفسنجانی به حل بحران هواپیمای ۸۴۷ ترانس‎ورلد ایرلاین کمک کرده است.»

به گفته برن، مأموران «حزب الله» کنترل هواپیما را به عهده گرفتند و در جریان گروگان گیری، «رابرت دین استتم»، از اعضای ارتش امریکا را به قتل رساندند. رفسنجانی مستقیماً میانجی گری و در جهت حل و فصل بحران اقدام می کند. بعضی از مقامات ارشد امریکا این اقدام او را نشان پراگماتیسم و مصلحت اندیشی یافتند و به این نتیجه رسیدند که بالقوه می توانند با او همکاری کنند.» 

در این میان، متحدان ایران در لبنان، یعنی حزب الله و گروه های وابسته، گروگان گیری شهروندان امریکایی را در این کشور شروع کرده بودند. مقامات امریکایی بر این امید بودند که شاید از طریق فروش سلاح به میانه روهای انقلابی ایران، بتوانند گروگان ها را آزاد کنند. به نظر متناقض می آید که یکی از نزدیکان خمینی که توانسته بود با حزب الله همکاری کند، هم‎چنان میانه رو محسوب شود. ولی حقیقت این است که از چشم امریکایی ها، دقیقاً همین چیزها باعث می شد که رفسنجانی به مخاطب مناسبی برای آن ها تبدیل شود.

برن متقد است: «نکته کلیدی این بود که [رفسنجانی] تأیید آیت الله خمینی را هم با خود داشت. رفسنجانی به نوبه خود فرد قدرتمندی بود ولی با اجازه خمینی حتی می توانست از نفوذ زیادِ ایران در حزب الله استفاده کند.»

از این گذشته، رفسنجانی در دوران جنگ، عملاً فرماندهی نیروهای مسلح را برعهده داشت.

ارسال محموله ها از سوی دولت یهودی!

در اوت سال ۱۹۸۵، امریکا موشک های ضد تانک «تاو» ساخت خود را از طریق اسراییل به ایران می فرستد. به گفته برن، بعضی از مقامات ارشد ایرانی که در حلقه نزدیکانِ رفسنجانی بودند، در همان زمان می دانستند که مهمات و تجهیزات چه گونه به ایران می رسند. از میان این افراد می توان به حسن روحانی اشاره کرد که در آن زمان نماینده مجلس شورای اسلامی بود و حالا رییس جمهوری ایران است. میرحسین موسوی هم بود که در آن زمان نخست وزیر بود و اکنون به دلیل اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوریِ سال ۲۰۰۹(88)، در حبس خانگی به سر می برد.

ارسال محموله های موشک های تاو و سیستم های موشکی «هاوک» به ایران تا ۱۹۸۶ ادامه داشت. رفسنجانی و دیگر میانه روهای حکومت تا آن زمان موفق شده بودند که بعضی از امریکایی هایی را که در لبنان گروگان گرفته شده بودند، آزاد کنند.

ولی در نوامبر همان سال، ماجرای ارسال سلاح به ایران لو رفت و یکی از رسوایی های بزرگ در سیاست امریکا را رقم زد. نه تنها امریکا به صورت غیرقانونی به ایران سلاح و مهمات می فروخت بلکه مقاماتِ نزدیک به ریگان بخشی از درآمد حاصل از فروش سلاح به ایران را در جهت تأمین بودجه شورشیان نظامی ضد کمونیسم در نیکاراگوئه، موسوم به «کنتراها» استفاده می کردند. کنگره امریکا تأمین بودجه کنتراها از سوی دولت را ممنوع اعلام کرده بود.

تلاش های مخفیانه دولت وقت امریکا برای معامله با ایران، بعضی از مقامات این کشور را که در این ماجرا دست داشتند، با اتهامات و کیفرخواست هایی جدی مواجه کرد. ولی در ایران هیچ گاه پرده از تمام ماجرا برداشته نشد؛ عمدتاً به این دلیل که پای اسراییل در میان بود. برن می گوید: «برای رژیم ایران، به ویژه نقش اسراییل مسأله حساسی بود. ولی رفسنجانی و بعضی از مقامات دیگر ظاهراً حاضر بودند که در شرایط جنگ و کمبود سلاح، به ارتباط با اسراییل تن دهند.»

به نظر این طور می رسد که حتی رفسنجانی به صراحت به حضور سلاح های اسراییلی در ایران اذعان می کرد. برن می گوید: «در اواخر سال ۱۹۸۵ محموله ای ارسالی شامل موشک های هاوک از اسراییل به ایران می رسد که بنابر گزارش ها، علامت های اسراییل روی آن ها دیده می شد؛ به ویژه ستاره “داوود” که نشان نیروی هوایی اسراییل است.»

به گفته برن، دیده شدن تجهییزات اسراییلی می توانست بساط خرید و فروش سلاح بین ایران و امریکا را به کلی برچیند ولی واکنشی که رفسنجانی نشان داد، این بود که دشمنانی نامعلوم را متهم کرد که با استفاده از سلاح هایی که علامت اسراییل روی آن ها گذاشته شده، می خواستند اعتبار شخص او را خدشه دار کنند.

معامله پرخطر

اخبار مربوط به تمایل رفسنجانی برای معامله با امریکا می توانست تمام اعتبار و هویت او را به عنوان یک انقلابی نابود کند. ولی وقتی رقبای تندروی او در ایران به نقش هاشمی در خرید سلاح های امریکایی اشاره کردند، خمینی در دفاع از او برآمد. برن می گوید: «خمینی به سرعت اقدامات اولیه مجلس را برای تحقیق درباره این رسوایی در نطفه خفه کرد.» 

جنگ در سال ۱۹۸۸ پایان یافت و رفسنجانی هم سال بعد به ریاست جمهوری رسید. او در راستای طرح بازسازی و سازندگی کشور، در صدد بود تا روابط بین الملی تازه ای نیز ایجاد کند.

برن می گوید: «به اعتقاد “حسین موسویان” [مذاکره کننده هسته ای ایران در بین سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ و سفیر آلمان از ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۷] در سال های دهه ۱۹۹۰، رفسنجانی در تلاش بود تا روابط ایران را با غرب و به ویژه امریکا، عمدتاً از طریق آلمان به کلی گسترش دهد.»

برن به این نکته نیز اشاره می کند که بعضی از مقامات امریکا از این اقدامات و تلاش ها بی خبر بودند. با این حال، از نظر او، آن چه اعتبار و جایگاه سیاسی رفسنجانی را به خصوص در میان تندروها تعریف می کند، هم گام های دیپلماتیک او در آن سال ها بوده و هم اتهاماتِ مربوط به فساد مالی او در سال های دهه ۲۰۰۰.

از آن سو، ماجرای مک‌فارلین باعث شد که در روابطِ میان ایران و امریکا همیشه سایه بی اعتمادی حاکم باشد. برن ماجرا را این طور می بیند: «از یک طرف نشان داد که دو طرف می توانند منافع مشترکی پیدا و بر اساس آن منافع، با یک دیگر همکاری کنند؛ هر چه قدر هم که شرایط دشوار و متناقض باشد. ولی از طرف دیگر، معاملات با فریب و دروغ بی اعتمادی همراه بود. طرفِ ایرانی به واسطه ای به نام “منوچهر قربانی فر” اتکا کرده بود که به شدت آدم غیرقابل اعتمادی بود و به هر دو طرف دروغ می گفت. امریکایی ها هم به همتایان ایرانی خود دروغ می گفتند، قیمت های غیر واقعی ارایه می کردند و اطلاعات غلط درباره عراق می دادند. وقتی ماجرا لو رفت، مشکلات سیاسی بزرگی برای هر دو کشور ایجاد شد. در نتیجه، هر تلاشی برای از سر گیریِ معاملات با نگرانی ها و خطرها و ریسک های زیادی همراه می شد.»

مرگ معامله گر

با درگذشت رفسنجانی از میان حلقه اول نزدیکان به خمینی، دیگر کسی نیست که حامی و پشتیبانِ طرح های بزرگ دیپلماتیک برای آینده ایران باشد. به اعتقاد برن، رفسنجانی مدافع پرنفوذ و ثابت قدم در ایجاد روابط پراگماتیک با دنیای بیرون بود و غیاب او قطعاً در این زمینه مشکلی جدی ایجاد خواهد کرد.

او به این هم اشاره می کند که بخشی زیادی از این قضاوت، بسته به این است که جانشینان رفسنجانی تا چه حد بتوانند در مورد توافق هسته ای ایران با امریکا و پنج قدرت دیگر جهانی به توافق برسند.

برن خاطرنشان می کند: «ایده چانه زنی ها و معامله دیپلماتیک در قیاس با سال های دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ پیشرفت بسیار زیادی کرده است. در آن سال ها، هوادارانِ این ایده بسیار کم تر از حالا بودند.»

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s