آیا ایران به 11 سپتامبر خود رسیده است

 

با جمع بندی شرایط موجود ، بازبینی چندین فیلم از پلاسکو چند لحظه قبل و درحال فرو ریختن از چندین زاویه مختلف ،  گزارشهای ارسالی متناقض که هر باره پس از چند دقیقه با تکذیبیه برداشته میشود و ……… چندین سوال ذهن  را بخود مشغول نموده که یکدم نمیتوان از آن خلاصی یافت :
در یکی از فیلمهای گرفته شده توسط مردم از زاویه روبروی برج در کسری از ثانیه قبل از ریزش در طبقات سه و چهار به بالا مشابه انفجارهای برجهای بزرگ به وضوح دیده میشود و این حالت از ناحیه غربی نیز در همان طبقات کاملا واضح است و قطعاتی از مصالح ساختمانی را بر اثر فشار به بیرون پرتاب میکند و ادعای ریزش عادی بر اثر فشار ناشی از طبقات بالایی را زیر سوال میبرد.
در ویدئویی که شبکه 20:30 به نقل از فارس پخش کرد  در مصاحبه با آتش نشانان مستقر در صحنه ساعتی قبل از ریزش به وضوح نشان میدهد که مامور مورد مصاحبه اذعان دارد به انبوه البسه و پارچه و مواد سوختنی و هیچ اشاره ای به مواد سوختی ننمود که اگر بود حتما لو میرفت
درخبرها از احتمال تکه تکه شدن جنازه ها گفتند مگر چه موادی در این برج بوده که باید جنازه ها تکه تکه شوند ؟

مگر طبق اعلام اولیه و تصاویر ویدئویی ، مرکز آتش طبقه نهم به بالا نبوده است ؟ پس چطور اینک پس از گذشت حدود 30 ساعت و با آنهمه آوار و خاک در زیر زمین اعلام آتش سوزی مهیب میشود آنهم با دمای 200 تا 600 درجه حرارت ؟این ماده خاموش نشدنی چیست؟

چرا از ورود خبرنگاران که قانونا وظیفه انتقال اخبار بعهده آنان است به محوطه آوار پلاسکو جلوگیری میشود ؟

اگر ورود خبرنگاران ممنوع شده چگونه اینهمه خبر از کانالهای مختلف به مخاطبین میرسد؟ چرا خبرگزاریهای خاصی دست چین شده اند ؟ مثلا فارس که فقط خبرنگار آنها در صحنه هر خبری را که بخواهد مخابره میکند و صدای همه خبرگزاریها تقریبا قطع شده است .!

چرا لحظه به لحظه اکثر گزارشات دیگر سایتها ( که مشخص است در حال نقل قول و بازی خوردن هستند ) مکرر تکذیب میشود ( امد نیوز، رسانیوز، کانال مشرق )
چگونه میتوان قبول نمود خبر وجود مخازن هزاران لیتری گازوئیل در این مرکز تجاری را آنهم در طبقات بالاتر از سه و چهار ؟
آیا درز دادن مرتب و پشت سر هم این خبر مستمسکی برای موجه جلوه دادن آن انفجارها در طبقات سوم به بالا درست قبل از ریزش بنا نیست ؟
آیا گازوئیل در آن آوار بزرگ بلافاصله از تانکر به داخل آنهمه خاک و بتن و سنگ ریخته نشده و مثل مواد منفجره قابلیت انفجار آنهم بصورت متوالی دارد ؟
چرا بکار گیری سگهای متخصص یافت جنازه هر بار به یک بهانه کنسل و به بهانه وجود بوهای مواد شیمیایی آنها را برگشت میدهند؟ این همان موادی نیست که تولید حرارت 200 تا 600 درجه گرما میکند ؟

گزینه نشت گاز و سپس تکذیب آن که اصلا بنای مذکور گاز ندارد . شدت گرما به حدی زیاد است که گاو صندوق ها که اسم اصلی شان صندوق نسوز است تقریبا ذوب شده اند. بعید است پارچه چنان دمایی تولید کند

وجود اینهمه آتش نشان و تلاش بی فرجام مهار آتش در چند مرحله و هر بار دوباره اتش شعله ور شود یعنی چیزی در حال سوختن بوده که نتوان براحتی انرا خاموش نمود .

آیا غیر از اینست که باید عده ای قربانی شوند تا کل دنیا وادار به واکنش شوند ؟ چه کسی بهتر از فرزندان جانفشان این ملت برای طعمه قرار گرفتن گرگهای تشنه قدرت ؟

هیچ فکر کرده ایم که چرا خبرنگاران از محل دور شدند ؟ شاید برای عدم لو رفتن چیزهایی که به مذاق بعضی خوش نیاید .

حضور کماندوها و نیروهای ارتش بصورت انبوه و نیروهای گارد که فقط آنجا به نظاره ایستادند ( چون واقعا فضا هم برای فعالیت بسیار کم بود اما چرایی تجمع آنها هنوز هم جواب ندارد )  مگر بدلیل جلوگیری از شورش مردم باشد .
این حادثه در درجه اول مرگ پر رمز و راز هاشمی را تحت تاثیر کلی قرار داد و کمتر رسانه ای با ابعاد وحشتناک حادثه پلاسکو در این دو روزه بسراغ ردیابی سرنخهای یافته شده آن رفته و تقریبا غیر از خبر انتصاب ولایتی به مدیریت دانشگاه آزاد همه اخبار حول محور این حادثه دردناک گردش رسانه ای داشت .یعنی تیتر روزنامه ها با سرعت از هاشمی به پلاسکو تغییر داده شد!  ( نه اینکه تغییر یافت )

باید اذعان داشت از لحظه اعلام خبر مرگ هاشمی و اتفاقات ضد و نقیض در نحوه برخورد با موضوع از سوی نظام آخوندی نظیر: دستور خامنه ای در عدم کالبد شکافی ، خبرهای کاملا متناقض محمد هاشمی ، اظهارات متناقض وزیر بهداشت ،  تعبیه دو تابوت و تعویض شبانه محل دفن او و مسائلی بسیار از این دست اتفاق که نه بلکه مهندسی شد و در روز سوم با پخش مصاحبه روح الله زم با شبکه فارسی آمریکا و اعلام خفگی در استخر و نیز اظهارات مهدی خزعلی مبنی بر کبودی لبها و وجود آب در ریه او خبرگزاریهای داخلی و افراد نزدیک تغییر رویه داده و بصورتی کاملا خزنده ابتدا اعتراف کردند که هاشمی در استخر سکته نموده و رژیم فهمید که در این جنایت حداقل لاپوشانی را انجام داده و مجبور به برخی اعترافات توسط جناحهای بظاهر مخالف شد .

با کمرنگ شدن آثار مرگ ( بخوانید قتل )هاشمی به کمک این حادثه و کنار هم گذاشتن قطعات دیگر که در اثر شتابزدگی حکومت در حال رو شدن است میتوان به یک تئوری دست یافت که رژیم برای رسیدن به مقاصدی پلید و البته جدید در صدد سیاه نمایی و تکرار فاجعه ای دیگر مثل سینما رکس آبادان ، انفجار حزب جمهوری ( در غیاب حضرت آقا با آن سوءقصد مضحک) و کشتارهای 8 شهریور به بعد است .

نکته دیگر که میتوان به ان اشاره نمود حذف شهردار از لیست کاندیداتوری ریاست جمهوری باشد که رژیم توسط خشم مردم و بصورت کاملا کانالیزه و اتوماتیک بدون هیچ هزینه ای بدان دست میابد تا راه برای کاندیدهای مورد نظر رهبر باز شود ( انتخابات فرمایشی ) . مردم  طبق اطلاعاتی که قبلا از حیف و میل اموال شهرداری و بخور بخور همسر و همکاران نزدیک آقا براه انداخته و به رسانه ها راه یافت ، آگاه شده اند تیغ تیزشان را از هم اکنون به سردار و مسئول پایین انداختن جوانان در کوی دانشگاه نشان داده و او از هم اکنون قافیه را باخته است .

با نشت خبرهای متناقض بصورت لحظه ای شگ و تردید همگان نسبت به عمدی بودن این حادثه هر لحظه در حال فزونی یافتن است . و بازهم طرح سوالات مشکوک ادامه دارد  :

بهمن مقتدری  21 ژانویه 2017

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s