نتیجه چهار دهه اخلاق مداری در ایران

پس از حدود چهار دهه از روی کار آمدن جمهوری منحوس اسلامی و فشار مضاعف برای آموزش اخلاق اسلامی ، آنچه که از بازخوردهای این دهه های پر ملال و دلسرد کننده دیده میشود ندیدن اخلاق مداری و خُلق و خوی اسلامی است که روزانه و مکرر از تمامی شبکه های تلویزیونی ، منابر ، کوچه و بازار و هر جا که نمایندگان مفتخور حکومت توانسته اند رخنه کنند در بلندگو فریاد وار بر گوشهای ملت آوار شده اما تاکنون نه تنها هیچ نتیجه مثبتی نداشته بلکه نتایج فاجعه باری در اخلاق و منش مردم بصورت ناهنجاریهای بزرگ خودنمایی کرده است . اولین محصول این انقلاب که امروز آغاز سی و نهمین سالگرد منحوسش را بصورت دستجات به مثابه لشگر شکست خورده در اکثر شهرها دیدیم همین عدم اخلاق است که پایه گذار بدترین حادثه ها و رقم خوردن وحشتناک ترین مرگها در ایران بود . نمونه فراوان است: مدیر‌کل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش‌‌ و پرورش از برگزاری نماز جماعت اجباری در تمام مدرسه‌های ایران در سال تحصیلی جدید خبر داد: «در تمامی مدارس کشور باید به مدت ۳۰ دقیقه نماز جماعت اقامه شود و به هیچ وجه نباید این زمان به کار دیگری اختصاص یابد.» همچنین قرار بود آموزش‌‌ و پرورش  ۶۰۰ مدرسه دارالقرآن کریم را با استخدام پنج هزار مربی قرآنی احیا کند( مربی قرآن=  سعید طوسی )   نتیجه 38 سال نماز خواندن از کودکی تا اعدام بر فراز دار در میادین شهرها را آیا کسی بررسی کرده است ؟

 خمینی در اولین سخنان خود در ایران بر لزوم پیاده کردن اخلاق در جامعه تاکید کرد در حالیکه در همان روزهای نخست عده ای روانی و بیمار شیزوفرنی که گروه حفاظت از او را بعهده داشتند مردم هیجان زده در بهشت زهرا را با شلاق و فانسقه نظامی کتک زده و از اطراف او متفرق میکردند! و بدتر از همه امروز حسن خمینی گفته است : ما به هدف انقلاب که پیاده سازی اخلاق حسنه در جامعه بود دست یافته ایم!! اما فساد گسترده و بحران اخلاق در همه ارکان نظام هست !! همه عمر این رژیم و جملات گهر بار آنها تناقضاتی مضحک و البته دردآور بود حدود چهار دهه بعد از انقلاب ۵۷ و مستقر شدن نظام اسلامی در ایران، همچنان در خصوص «لزوم اسلامی شدن» همه چیز از جمله «آموزش‌ و پرورش» صداهایی شنیده می‌شود. که البته این جریان به رویه‌ای عادی‌‌ در داخل هیأت حاکمه تبدیل شده است. بیشتر کسانی هم که این حرف‌ها را می‌زنند، در مقاطعی از ۳۸ سال گذشته مسئولیتی در آموزش‌ و پرورش داشته‌اند. این صداها معمولاً به تصویب برنامه‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت برای اسلامی کردن آموزش‌ و پرورش می‌انجامند. برنامه‌هایی که یا قبل از اجرا به فراموشی سپرده می‌شوند یا اجرای‌شان چنان بی‌تأثیر است که چند سال بعد کس دیگری از این که آموزش به اندازه کافی دینی نیست گله می‌کند و برنامه خودش را می‌چیند. مانند آقای مجتبی ملکی، (مشاور وزیر آموزش‌‌وپرورش و دبیر ستاد همکاری حوزه‌های علمیه و آموزش‌‌ و پرورش) سمت این آقا را باید با وانت نیسان جابجا نمود اما پس از عمری اتلاف سرمایه و زمان وقتی به زمان ثمر دادن میرسد نه مسئولی هست برای پاسخگویی نه دستاوردی . حال اصولا ایشان چه مشاوره مهمی به وزیر میدهند بماند .

ایشان که البته خود روحانی تشریف دارند ، اعلام کرده اند :  سه هزار مدرسه با سه هزار روحانی تا پایان سال تحصیلی جاری در مدارس مجری طرح امین می‌شوند تا در زمینه فعالیت‌های مشاوره‌ای و مناسبت‌های مذهبی فعالیت کنند! انگار در این 38 سال همه طرحهای اسلامیزه کردن ملت جوابدهی عالی داشته و اینک باید بسراغ طرحهای جدید رفت.

اگر برنامه ریزی برای نسل کودکان بعد از انقلاب از متولدین سالهای 62 به بعد در نظر بگیریم { با در نظر نگرفتن سالهای اولیه حکومت بدلیل عدم آشنایی با سیستم پیچیده دولتی و نیاز به داشتن تحصیلات آکادمیک ( نه حوزه ای ) } ، پس از 20 سال و در دهه 80 حکومت دینی باید از نیروی بلقوه اخلاقی نهفته در جوانان خود در امور اجتماعی ، درک سیاسی ، دینی و خصوصا دوایر دولتی بعنوان متخصصین کارآمد بهره برداری موفق کرده باشد و اینک پس از 32 سال از آن تاریخ دادگاهها ، زندانها ، پلیس و دیگر سازمانهای وابسته به اینها نظیر مراکز درمانی ، آتش نشانی ، مراکز بازپروری روحی روانی و دیگر مراکز مرتبط باید بحال تعطیل در میامد . و البته  با این حجم عظیم بمباران آموزشی دینی و مذهبی ناشی از 1400 سال تجربه اسلامیزه کردن جوامع!! ، انتظار میرفت نه تنها ایران که مابقی کشورهای مقصد صدور انقلاب و حتی کشورهای اروپایی اینک بصورت مدینه فاضله درآمده و همه در سالمرگ انقلاب باصطلاح اسلامی منتظر قدوم مبارک صاحب اصلی این تحول نامیمون مانده و حق داشتیم خوش رقصی کنیم چون این ما بودیم که اخلاق را در دنیا پراکنده میکردیم .

اما در ایران پس از 38 سال تحول بنیادی در سیستم حکومتی و جامعه ، اخلاق انسانی ( و نه اسلامی ) به پایین ترین درجه خود سقوط کرده و طبق آمار میشود گفت بدلیل عدم برنامه ریزی اصولی و مبتنی بر علم و اندیشه ، نسلهای دوم و سوم با وجود رخنه سیل گونه آخوندهای بیسواد بعنوان معلم اخلاق در همه جای کشور و یاوه گویی های شبانه روزی ، اینک با طغیان جرم و جنایت ناشی از فقدان قانون حمایت از خانواده و اجتماعات بزرگتر ، در منجلاب فساد و بدبختی غرق شده و بیدادگاههای برآمده از ندانم کاری پس از شکست همه طرحهای شکست خورده  همه را دسته دسته روانه زندان و طناب دار می کند . فقر ، اعتیاد ، بیکاری و بیسوادی سیاسی از مردم ایران توده ای مجرم ، فحاش ، ساختارشکن ، ناهنجار و هتاک ساخته و حکومت بدن اعتنا به سرچشمه معضلات  قوانین ضد بشری اسلام را توسط بیخردانی بنام آیت الله از متون کتب قرآنی استخراج کرده و با احکامی نظیر سنگسار، اعدام ، قطع اعضا ، دیه جسمی ( قصاص ) و بدتر از همه ریختن اعتبار و آبروی انسانها در مجامع شهری و روستایی بکلی نام انسانیت را زیر پا لگد مال کرده اند .

کسانی که در طی 38 سال نتوانستند اخلاق اسلامی را از لابلای دستورات کاملترین دین خدا پیاده سازی و توسعه دهند ، آنها که رهبرشان آغاز هر سال را فقط با شعار به مردم تبریک میگوید ، آنجا که دستاوردش از اخلاق فقط تماز و روزه بدون تحقیق و بررسی بوده و نتایج آن عبادت نیز ایجاد شنیع ترین اخلاق انسانی در دنیاست که هر روزه مرگ را برای دیگر انسانها و جوامع از خدا میخواهد ، چگونه خواهند توانست طیف دیگری از نسل بعدی را عاری از ناهنجاریهای منحصر بفرد در ایران از لای عبا و قبا به عنوان خروجی انقلاب بیرون دهد ؟

مادام که دیگر انسانها را کافر خوانده و نماد کشورهای دیگر را زیر پا نهاده یا به آتش میکشیم و به این اخلاق افتخار می کنیم هیچ امیدی به تحول در نسلهای بعدی نیز نخواهد بود و دقت کنیم که در نظام انسانی و جوامع ، اخلاق بد ما ضربات خود را به نسل بعد وارد میکند. .

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s