حیله تازه رژیم با نام آشتی ملی و فریبکاری دیگر خامنه ای  

بررسی نزدیک به چهار دهه مسیر انقلاب و اتفاقات درون و برون ایران نشان میدهد یک عامل اصلی باعث شد نظام حاکم بر ایران در تعامل با ملت از یکسو و در سیاست خارجی از سوی دگر با حیله و مکر راه خود را یافته و در مقابل مشکلات پیش آمده برای استمرار این دیکتاتوری با تکیه بر خرافه و جهل ، اعتماد مردم به بهبود شرایط ، وجود مشاوران زبده خود و سوابق پلید ملایان در اندیشه های شیطانی ، راههای برون رفت از گرداب سقوط را یافته و بار روانی مردم را که در برخی برهه ها بحد انفجار رسیده بودند تخلیه نمایند . آن عامل مهم سوء استفاده از خوشبینی مردم و انتظار برای برون رفت از مشکلات ساخته دست حکومت است .

از طرفی آقای خاتمی متعاقب برخوردهای منفعلانه بسیار از سال ٧٦ تا کنون از چشم پوشی قتل‌های زنجیره ای گرفته تا حادثه کوی دانشگاه و ترور حجاریان پس از آنکه اصلاحات توسط حکومت قیمه قیمه شد و با حوادث و جنایت سال ٨٨ به کلی قلع و قمع شد و مبتکر آن هم با این میزان انفعال؛ ممنوع التصویر، ممنوع الخروج، ممنوع الملاقات، ممنوع التئاتر، ممنوع التشییع جنازه شد و همچنان دم از آشتی ملی می زنند؟! و اینطرف مهدی خزعلی را که همسو با نظرات خاتمی است بجرم تشویق مردم به عدم شرکت در راهپیمایی دستگیر میکنند و این میان عده ای از هر دو دفاع میکنند و هنوز امیدوارند افرادی اینچنینی با انجام اصلاحات در نظام انقلاب را نجات دهند. مثال:  محمد دادکان، رئیس فدراسیون فوتبال در دوره خاتمی : مردم به مسئولان نه می گویند اما به انقلاب اسلامی نه نمی‌گویند ‎ !!

وجود مهره های سازمان یافته و تعلیم دیده چون خاتمی ، نوریزاد و خزعلی که از وابستگان درون نظام و دارای نسبت فامیلی بعضا نزدیک با سران نظام هستند، کمک کرده که رژیم بارها ازین سوپاپهای اطمینان بخوبی بهره برده و هر از گاهی که احساس کرده میل ملت به نظام دچار دلسردی شده با حیله گری و رندی خاصی به شیوه های جدید روی آورده و در این راه اگر لازم بوده شواهد و مدارک را نیز با قتل و ادمکشی پاکسازی نموده و در هر بار بشیوه بینابین و سود جستن از هر دو طرف استفاده کرده است . در جریان این بگیر ببند سیاسی درحد اعلی از میانه روی فردی بنام هاشمی رفسنجانی بهره برده و از او بتی سا خت که بیش از نیمی از مردم انقلاب را با احترام به او پاسداری کردند و یا با میدان  دادن به مهدی خزعلی بعنوان فردی ضد حکومت و دارای اندیشه اصلاحات بنیادی در تنه نظام باعث شد مردم از پسر آیت الله تندرو بمثابه قهرمان ملی یاد کنند و امروز شاهدیم که دستگیری ایشان بدلیل تحریک مردم به عدم شرکت در مراسم مضحک 22 بهمن تبدیل به یک جوشش مردمی شده است .

این رفتارهای مزورانه خامنه ای نشان از دوراندیشی و تفکر خاصی دارد که باعث شده مدیریت فردی حکومت را سالها قبضه کرده و در کلیه عزل و نصبهای سختار حکومت حرف اول را بزند و اگرچه با این شیوه دشمنان داخلی بسیاری دارد اما سیاست بهره گیری از زمانهای خاص و مهم و پشتوانه قوی لایه های درونی نظام باعث شده دشمنان داخلی نتوانند لطمه ای به این تشکیلات وارد آورند و چه بسا در اکثر زمانها این طرف مقابل بوده که مات شده و از دور خارج شده است.

سید محمد خاتمی و موسوی و کروبی ازین عناصر هستند که هر دوره ای بمناسبتی خاص وارد گود شده و علیرغم عدم حضور مستقیم در سیاست حکومت در پس پرده به ایفای نقش می پردازند و ملت همیشه در صحنه با توجه به سوابق موجود و به بهانه مبارزه با دیکتاتور به همین عناصر و مهره های  پشت پرده آویز شده و در مثلا تشییع جنازه رفسنجانی درخواست رفع حصر آن سه تفنگدار یا روی صحنه آوردن خاتمی را داشتند که بسیار در اشتباه هستند .

وجود گروهی بنام اصلاح طلب و سعی برای روی کار آوردن آنها تلاش بیهوده ایست که سناریونویس متبحری آنرا برای چنین ایامی نوشته و آماده کرده اما مردم بدفعات فریب این ابلیس مکار را خورده و با هر عقب نشینی برای تجدید قوا بطرف چنین مهره هایی که تویط خود رژیم هدایت و عمدا خانه نشین شده اند هجوم اورده و هر بار بدون دستاورد قابل تاملی بازی را به حریف خود واگذار میکنند .

ملت شریف ایران و عزیزان : رژیم خامنه ای با همه مهره های سوخته و در آب نمک مانده اش باید از ایران جمع آوری شده و سعی ما بر زدودن نام و یادگارهای ایدئولوژی از سیاست آینده ایران باشد وگرنه افرادی مثل : آیت الله نکونام ، خزعلی ، نوریزاده ، سید حسين كاظمينی بروجردی ، موسوی و زهرا رهنورد یا کروبی با تمام سوابق منحصر بفرد خود!!! زمانیکه در رأس هرم قدرت بودند نمی خواهند ذره ای برای منافع ملی تلاش کنند و اگر اینک به اشتباه مورد توجه برخی گروهها یا اقشار مردمی واقع شده اند بدلیل نیاز طرفداران خود برای چپاول نوبتی ایران بوده و هیچگاه اطرافیان حکومتی خاصه روحانیون نظر مساعدی به پایان دادن به رنج ایرانی نداشته و نخواهند داشت .

اگر قرار است برخی افراد جابجا شده و سیستم دیکتاتوری رنگ و لباس عوض کند و در روی همان پاشنه بچرخد چه دلیلی دارد زنان و مردان مبارز این کشور که رهبران اصلی صف اول مبارزه با دیکتاتور و استبداد هستند ، در زندانهای رژیم عمر خود را هدر داده و با اعتصاب غذا با جان خود بازی کنند و هربار با خواهش و تمنای بیت منتظری و موسوی و عده ای معلوم الحال تشنه دوباره قدرت اعتصاب شکسته و توسط مزدورانی اوباش به سخره گرفته شوند ؟ بخود بیائید که تنها خواسته ملی باید تعویض نظام با حکومتی سکولار و مردم سالار باشد و بس .

مصطفی کریم بيگي را به ظلم كشتند، مادرش همين الان در انفرادی است ، نرگس محمدی به ٢٠ سال حبس محکوم میشود ، آرش صادقی تا مرز مرگ رفت و عباس عبدی ، جعفر عظیم زاده و هزاران نفر دیگر زیر شلاق مامورین زاده شده در شهرنو تهران کبود شدند ولی ما هر روز منتظر منجی هستیم که بیاید و گندی را که در 57 زدیم پاک کند.

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s