اگر دل نگران ایران هستیم باید متحد شویم .

دلنوشته ای برای مردم عزیز کشورم : مدتهاست  پرده آهنین نظام بدور عمالش توسط شما دریده شده و چشمهای بسیاری کثافت کاری و بی اخلاقی های پشت پرده را می بینند . مدتهاست ترس مردم به اعتراض به ولایت فقیه که همه گمان میکردند نماینده خدا بر زمین است ، ریخته و بی مهابا در کوی و برزن و خیابان گرد هم آمده و فریاد مرگ بر فلان و بهمان سر میدهند .  مدتهاست که فهمیده ایم آنها آنکه میگفتند نیستند و آنها هم اینرا حس کردند.

         دیگر نه آن قدرت پوشالی رژیم و نه قدرت پلیس امنیتی و کشتارهای بیرحمانه در دل شما وهم  و هراسی نمی افکند چون از خشم و کینه جانها لبریز شده و جان دادن در برابر ایده و آرمان را درک کرده اید . حال نوبت تفکر در چگونگی براندازی و مرحله پس از آن است که خیلی مهمتر از براندازیست. چون تخریب همیشه سهل تر از ساختن است و چگونه ساختن این ویرانه بدست ملا بسی مشکلات طاقت فرسا در پی دارد .

          از هم اکنون کینه و خشم را کتمان کرده بگذارید تلنبار شود مالامال شود و در نهایت خود لبریز خواهد شد . آنگاه کسانیکه شب و روزهای سخت و پر از دلهره بهمن 57 و اوائل 58 یادشان هست در پشت بام مدرسه رفاه گردهم خواهند آمد و بیدادگاههای چند دقیقه ای را ما هم خواهیم آزمود .

          تاریخی را که اینهمه مدت نخواندیم و از نخواندن آن بسیار زیان دیدیم  یکباره خواهیم خواند و خواهیم فهمید . تاریخ باید در عمق جانمان بنشیند و جزئی از تفکراتمان شود. بر اساس دین خودشان با آنها رفتار خواهیم نمود چشم در مقابل چشم دست در مقابل دست . تا آخرین نفر و آخرین نفس بدون اغماض و ترحم .  بگذارید متهم به نسل کشی شویم که هر چقدر بکشیم به تعداد کشتار این قوم برخواسته از موهومات دینی نخواهیم کشت .

           آری قصاص نفس و هر که از راه برسد کینه خود را بالا آورده تخلیه میکند. من اینک آن همهمه و ولوله را میشنوم . من دارم میبینم برق و شوق شادی را درچشمان مادران و پدران دختر و پسر از دست داده در کنج زندانها را . شاید خودم آنجا باشم که اگر عمرم بدنیا هم نبود روحم در آرامش خواهد بود.

        همه اینها تنها در سایه اتحاد و دست کشیدن از خواسته های شخصی برآورده خواهد شد . دیگران را به اتحاد بخوانید دیگر بس است عکس و فیلم گذاشتن از رنج مردم ایران . دندان بر هم بسائید و کمی بیندیشید . این سیستم با اندیشه مشکل دارد نه با فریاد . با قلم دشمنی دارد نه با فحش . دوست بدارید یکدگر را و چون زنجیر بهم وصل شوید خواهید دید آن قطره هایی که خامنه ای با تمسخر و توهین مردم را به آن تشبیه کرد چگونه با تجمع و ذوب شدن در هم تبدیل به دریا میشوند و سیل خانمان برانداز بر جان و مالشان خواهند انداخت.

          اینک بیندیشید که چرا اینگونه سردرگریبانیم ؟ چرا دشمنی با آخوند بی هدف است ؟ چرا لیدر نداریم ؟ و به چراهای دیگر فکر کنید . در پس موج ویرانی کاخ ظالم باید نقشه و ایده های عالی باشد که اینک نیست ! باید افراد کارآزموده و سیاستمداران دلسوز به ایران و خاک ایران باشند که نیستند. ما تکه تکه در اطراف و اکناف ایران و خارج از ایران اینکونه بر آنها فائق نخواهیم آمد .

      اولین کار ممکنه  ائتلاف و اتحاد همه  آحاد و قومیتهای ایران و صغیر و کبیر است در وحدت ، کثرت ، نظریه ، آرمان و اهداف غایی .

      دست شستن و ناامید شدن از تمام افراد و گروهها که بنوعی نانخور رژیم بوده و بدتر از آن نسبتی با آن دارند . اینان بسهولت میتوانند در زمانهای خاص با تغییر رنگ و نظریه خود را حامی ملت نشان دهند که توجه همه را به تاریخ چند سال گذشته جلب میکنم ما نباید مجددا رودست خورده و مهره های آزموده را بیازماییم .

      انتخاب افرادی با پیشینه پاک و نژاد ایرانی اصیل + متخصص و دانش آموخته و سیاست مدار در کشور داری که اگر نیک بنگریم مردان و زنانی هستند که طعم تلخ گوشه عزلت را چشیده و از تصمیم گیری برای کشورشان دور نگه داشته شده اند . در میان 75 میلیون نفر اگر نتوانیم مردانی سخت کوش و اندیشمند در داخل و خارج از کشور برای تصدی هدایت کشور بیابیم همان بهتر که حرکت نکنیم .

      به امید کسانی که خارج از کشور داعیه ایران پرستی و ایران دوستی دارند اما چشم دیدن دیگران را که بنوعی دیگر مبارزه میکنند ندارند ، نمانید که آنها چشم طمع به منابع ایران برای لفت و لیس دارند و بس وگرنه هر کس که ادعای نجات ایران را دارد باید که قدری از نظریات خود را کاسته و با دیگران آنرا سهیم کند . ما که پیج فیسبوک خود را از دیگران برای مبارزه دریغ میداریم آیا میتوانیم تعهد دهیم فردا سر تقسیم منابع ایرانی خون یکدیگر را نریزیم ؟

مردم ایران …

تا دین را در سرسرا و اطاق پذیراییش به مهمانی خوانده و بر سر حج و کربلا رفتن مسابقه میگذارد ….

تا آرامگاه قهرمانانش تخریب و تبدیل به نمایشگاه کفش شده اما قاتلین قهرمانانش را ضریح و گنبد طلا کاری کرده …

تا بچه های هم وطنش در کوچه و خیابان گدایی و سطل آشغال نوردی میکند و روی خود را برمیگرداند …..

تا جوانانش برای ازدواج مشکل مالی و مسکن دارند و بهمین علت به فساد کشیده شده اند ….

تا موج بیکاری هم وطنش را روز به روز چون سیلاب میبیند اما هزینه زیارت و مجلس روضه اش رو به افزایش است ….

و تا قبول نکند که مشکل جامعه مشکل اوست هیچ تغییری نخواهد کرد . باید ترس از تغییر را در خودمان بکشیم .

تغییر از خانواده شروع شده به محله رسوخ نموده و از آنجا به شهر و استان و کشور تسری خواهد یافت .

باید دوباره مثل 57 در آتش رفته و داغ شویم .

باید خون را با خون بشوئیم تا صف مقابل بجای ما بترسد .

باید جای خود را با دشمن خانگی عوض کنیم و او را وادار به سجده و دست بوسی کنیم .

هموطن ما میتوانیم کافیست اراده کنیم .

ما 57 نترسیدیم .  با خروش ما آنها خواهند ترسید .      کافیست یکی شویم .

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s