ملتی خوابیده بر گور آزادی و عدالتیم که خود دفنشان کرده ایم .

ما خواهان تغییر هستیم اما نه بدست خودمان بلکه یک تغییر وارداتی شاید از چین

تحقیر شدن را دوست داریم و به آن عادت کرده ایم و هنوز تفاوت ظلم و عدل را نمی دانیم ولی خواهان آزادی و عدالتیم .

ما منتظریم … منتظر چه ؟ مرگ ؟ که اینهمه داریم  منتظر خفت ؟ هر روز خفیف تر میشویم ، منتظر فقر و بیکاری ؟ که سرآمد دنیا شده ایم ، منتظر فساد و فحشا ؟ اتفاقا به این آخری دست یافته و پیشرفت کرده ایم : مشهد ، اولین مکانی که در کشور افتتاح شد و آنرا جشن هم گرفتیم با سکوت مرگ !

    اما در تمدن ایرانی و کهن مان پسرفت و همه را نیز مدیون دین مبین اسلامیم . البته دوستش داریم چون بما کرامت داده و ارزش انسانی را . برای فیش حج و کربلا و زیارت رو دست همه زده و بارها آنجا رفته ایم که با نوامیس مان هم رفته ایم تا آنها ببینند و با امیال شیطانی و به قصد قربت به ایران بیایند

 و وقتی گیر میکنیم ، وقتی در صفحه توئیتر و اینستاگرام و فیسبوکمان از درد جامعه مینالیم همه فکر میکنند با یک اندیشمند طرفند. سال نو شد . مبارک باشد     یکسال همه را دور زدیم حتی خودمان را . دولت از ما دزدید و ما از دولت و هم از همدیگر و اینرا یک دزدی سه جانبه گویند . در پایان سال شاد شدیم ( که باید میگریستیم ) که چه ها از دست دادیم . که یادمان رفت لاریجانی از وثیقه فرزندان ایران سالی 250 میلیارد تومان فقط سود میبرد ، یادمان رفت در دولت قبل هشتصد میلیارد پول بی زبان ما را با توبره بردند  که همه بر اثر بی خیالی و سهل انگاری خودمان و بی تدبیری و خیانت دیگران بود که آنها را هم  خودمان بر سر کار میاوریم !! دوباره انتخابات هست هم شوراها هم ریاست جمهور و فرصت زیاد داریم برای بر باد دادن عمر و زمان و آینده .

    نگفتیم و نیندیشیدیم که چرا اینهمه زجرمان دادند ، اینهمه مالمان را بردند ، اینهمه توسرمان زدند ، پسران و جوانانمان را در مکه و داخل کشور در زندان و کلاس قرآن بی آبرو کردند ! زندان و شکنجه و اعدام کردند ، زن و خواهر و مادر و ناموسمان را بجرم آزاد اندیشی ، نو گرایی ، تحقیق و آشنایی با فریب مکاتب دینی ، دفاع از همنوع و ساده ترین آنها : تنوع پوشش و رنگ آن  در خیابان و در انظار جهانیان و حتی همه مردان غیرتمند شهر و دیارمان کتک زدند ، هل دادند ، دست به همه جایشان زدند و به زندان انداختند و ما نگریسته و فیلم هم گرفتیم و شب در تلگرام به همه نشان دادیم .

…  و ما آرزوهای خوب کردیم و سالی را که هنوز از انتهایش خبر نداریم جشن گرفتیم ، علیرغم حضور ظالمی که چنبره بر تفکرات و خاک کشورمان زده زدیم و رقصیدیم ، با علم به بدبختی و فقر و فساد به مسافرت رفتیم و گله ای در جاده همدیگر را با ماشینهای استقراضی مان کشتیم و کشته شدیم و باز هم آزادی و عدالت را خواهانیم .

      دیروز بود که خبر جنده خانه های اسلامی در حرم امام غریبمان را شنیدیم و رگ غیرتمان باد کرد اما زود خوابید چون بی غیرت شده ایم و تحت تفکرات دینی آنرا صیغه نام نهاده ایم چون سنت پیامبر و ائمه است و اگر گله ای هم با آرزوی زیارت یک عرب به مشهد رفتیم یاد گرفتیم رویمان را از محلات آنچنانی برگردانیم طرف حرم شاه غریب و به او سلام کنیم و سعی کنیم فراموشش کنیم این ننگ را مثل همه فراموش شدگانمان به وسعت تاریخ کهن ایران . همین کافیست و بادمان میخوابد.انشاالله !

     امیدوار شدیم در سال جدید با معجزه ای ضحاک بمیرد . هنوز نمیدانیم با مرگ ظالم ، دیگ ظلم ته نمی کشد و ظالم دیگری جای او را میگیرد و ما هر روز باید دعا می کنیم !! و چه بیراهه خوبی نشانمان داده اند که با هر مشکلی ما دعا کنیم اما خودشان عمل میکنند و آنها آزادی دارند .

در کامنتهایمان هم فقط او را لعنت میکنیم و بعضی اوقات فحش هم میدهیم و میدانیم فحش علامت ضعیف بودن است و میدانیم دشمن قویتر از ماست و از او میترسیم و او هم اینرا میداند  . با جمله ریدم به خامنه ای و اسلام و ….. دیدیم که هیکل همه ملاها و ریشوها را به نجاست کشیده و آنها عبایشان را بر سرشان کشیده و در رفتند پس این ایده خوبی است ادامه دهیم !

    در کنار سفره هفت سین با آرم تخت جمشید فخر فروختیم و لباس نو پوشیدیم و امسال سعی کردیم نوروز را به پارسی ترین شکلش برپا کنیم اما هنوز نمیدانیم فلسفه ماهی قرمز در سین چیست ؟ آیات عربی تحویل سال را نخوانیم ولی یادمان نبود ( البته بود خودمان را به فراموشی زدیم ) در همه تبریکات گفتیم : انشاالله سال خوبی باشد . خدا کمک کنه و توکل بر خدا و خودمان و هدف و ایده و قدرت و انگیزه و نیروی تفکرمان یادمان رفت و باز اخبار بد و نحس از راه رسید و باز فحش دادیم .

   فراموش کردیم کودکان کار را که تا آخرین ماشین کنار جاده و سر چهارراه منتظر مشتریان عجول بودند تا گل و دستمال کاغذیشان را بفروشند چون عید برای آنها یک اتفاق مهم نبود.  عید دیگر زمانی برای افکار و فلسفه آزاردهنده نداشتیم مشکلات را فراموش کرده و نکرده عازم سفر شدیم ولی ندانستیم ( نخواستیم بدانیم ) چرا عده ای زندانی سیاسی که از حقوق از دست رفته ما دفاع کردند و گرفتار ظالم شدند ، از حق همان بچه های کار و ظلمی که بر پدران و مادرانشان در ایران رفته دفاع کرده اند ، باید سال نو را در زندان باشند و سعید طوسی و سعید مرتضوی و دزدهای بزرگترشان در مسند حکومت آزاد ؟

     امثال سعید شیرزاد ، نرگس محمدی ، اسماعیل عبدی ، آرش صادقی که ناجی این کشور هستند چرا باید در زندان بپوسند و ما با اینهمه ناجی چرا منتظر یک عربیم ؟  اینرا هنوز یاد نگرفته ایم که کی باید زندان باشد و کی باید آزاد. آنوقت منتظریم مهدی بیاید و جامعه را از گناه پاک کند ولی خودمان نمی توانیم محیط زیستمان را آلوده نکنیم .شاید منتظریم او محیط زیست را هم که از زباله هایمان انباشت میشود پاک کند؟ !!!  باز هم دم از آزادی میزنیم ؟

    معنی عدالت را نمیدانیم اما منتظریم آن مرد بیاید و آنرا پیاده کند غافل از اینکه کسی که سواد خواندن نداشته باشد کتاب دادن به او چه سودی دارد؟ آه از کتاب گفتم …. ملتی که در هفته 2 ساعت هم کتاب نمیخواند چگونه میخواهد آزاد بماند و استبداد زده نشود؟  مردم کشورهای منتظر غارت ما در مترو ، اتوبوس ، مسافرت ، رختخواب ، آشپزی و حتی زمان خوردن و آشامیدن میخوانند و می نویسند تا بدانند چگونه میشود با کمترین تلفات ما را بدوشند ولی ما نه . چون میتوانیم هرآنچه اراده کنیم از چین وارد کنیم چرا زحمت بکشیم ؟ ما که مهر و سجاده نمازمان هم چینی است چرا شک نکردیم؟

     ملتی که کتاب نمی خواند تاریخ بلد نیست و هر روز باید آنرا تکرار کند، چگونه میتواند علم آموزی کند و آثار جهل و خرافه دینی را که هر روز و ساعت بر ذهن بیمارش بمباران میکنند پاک کند؟

   آخوندها این عاملان شیطان تا مهد آزادخواهی و شکوه پارسی ( تخت جمشید ) رفته و با برپایی چادر و نمایشگاه !! به احیا و زنده نگاه داشتن سنت پیامبر و دین اسلام ( محو نشانهای ایرانی و انسانی ) مشغولند و جدیدا یاد گرفته اند با فرمان نوشته کوروش عکس هم میگیرند و فهمیده اند آخرین سنگرهای مردم را چگونه نشانه بروند اما ملت دین زده با ترافیک سنگین به زیارت و پابوسی امامشان در مشهد ؟ آنوقت آزادی هم میخواهیم ؟

ما به مسافرت رفتیم اما نمیدانیم ما را به سفری بزرگتر میبرند به دیار فراموشی و خواب ،  سفری به نابودی فرهنگ و هویت ایران . سفر مرگ اندیشه و آزادی که همیشه در پی اش بودیم و آنرا ندیدیم.

همین!

 

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s