مردم ایران به تلافی سال 58 باید در پی ایجاد رفراندوم و سرنگونی حکومت باشند

هر 4 سال درگیری بین مردم با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» حاکم جبار ایران تازه میشود و پس از استقرار دولت جدید دعوای دولتیان و مردم بر سر خرابیهای دولت قبل داستان شده و با سخنان و جلسات احمقانه چرخش مردم بدور خود تازه میشود و حکومت نظامی ؛ پلیسی برای دستگیری مردم معترض شروع به کار میکند و البته هیچکس هم مسئولیت اینهمه فریاد و عکس و خبر و توئیت و تلاشهای رسانه ای خود را برای به رای کشاندن بقیه قبول ندارد چرا ؟ چون دیگر کار از کار گذشته و  سندی هم وجود ندارد برای اثبات .

این نمایشی که اینک در آستانه آخرین شب تبدیل به نزاعهای خیابانی شده و مردم را در مقابل توهین به هم قرار داده اند انتخابات نیست بلکه ایجاد شائبه و واهمه در مردم است که از این یکی بترسند و بسوی دیگری روند /

در واقع روحانی و رئیسی که با ترفند و تردستی رژیم بازمانده شش کاندید شدند دو روی یک سکه اند .  اینها از نظر عملکرد جناحی و ماهیت دینی هیچ فرقی با هم ندارند و بر مدار حاکمیت میچرخند فقط این میگوید اصلاح طلب و آن یکی اصولگرا .

 این نمایش نتیجه اعتماد به جانشینان خلف معاویه و عمروعاص است که نهایت حیله و تزویرند و مردم ایرام متاسفانه نقش ابوموسی اشعری ها را بخوبی بازی میکنند .

آمدن جهانگیری ، قالیباف ، میرسلیم و هاشمی طبا برای فریب مردم بود و رژیم هم طبق عادت همیشه با استفاده بهینه از چند مهره از چپ قرض میگیرد و ره راست میدهد ولی در واقع همه این بازی برای به میدان آوردن مردم با این حجم بود که بصورتی عالی تاکنون موفق هم بوده است

چه تفاوتی دارد چه کسی رای بیاورد ؟ خامنه ای از این دو نفر استفاده ابزاری حداکثری میخواهد و مردم که از حکومت بجان آمده اند باز راه ثواب را گم کرده و در خاتمه راه 4 ساله که مرتب شعار سرنگونی رژیم میدادند با وعده وعید حکومت دوباره خام شدند و حتی کسانی که از مخالفان جدی نظام در داخل بودند اینک مردم را به رای دادن تشویق میکنند که اگر رای ندهیم برایمان تصمیم میگیرند .

 ما زمانی فرق را احساس میکنیم که تغییر اساسی حاصل شود و آن انجام رفراندوم و نظر به موجودیت یا عدم حکومت سوال شود که اگر با نظر رژیم باشد هیچگاه این رفورم انجام نمیشود .

 ایرانیان کم حافظه : باز دارید ره گم میکنید

 در این نمایشهای تکراری چپ یا راست ,اصولگرا یا اصلاحات و هر کس دیگر که با حکم شورای نگهبان از نظارت استصوابی و فیلتر آن خارج شود یعنی نماینده حاکم و دیگر چه فرقی دارد شما به انها رای بدهید یا نه .

 در چنین سیستمی که  افرادی مدام از دمکراسی و تعین سرنوشت مردم در پای صندق های رای صحبت میکنند, جای تعجب دارد که سخنانشان مبتنی بر کدام عقلانیت است ؟

بنظر شما کاندیدهای انتخابات ریاست جمهوری این دوره نمیدانستند امکان پرداخت یارانه ها دیگر وجود ندارد و همین دولت روحانی با رای مجلس عده زیادی را تاکنون از سیستم یارانه حذف کرده ؟ پس چرا قبول میکنید که شعار دروغین افزایش سه برابری یارانه را بشما وعده کنند ؟

چرا مردم از زندانیان سیاسی فراموش شده یاد نمیگیرند استقامت در برابر حکومت ظالم را ؟ در هیاهوی تبلیغ برای قاتلین مردم کشور آنچنان غرق شده اند که فراموش کرده اند امثال عباس عبدی ، آتنا دائمی ، نرگس محمدی ، علی شیرزاد ، علی شریعتی ، آرش صادقی ، آتنا فرقدانی ، جعفر عظیم زاده و صدها زندانی دیگر کجا هستند و چه میکنند ؟

مردم از خود نمی پرسند : چرا هیچکدام از آنها مثل ما از ترس بدتر به بد پناه نبردند ؟ آیا عقل شماها از آنان بیشتر است یا شما از چیزی اطلاع دارید و آنها نمیدانند.

چرا هیچکدام از آنها اظهار رای که نه بلکه رای گیری و انتخابات را هم تحریم کردند ؟

با این هجوم تبلیغات و همراهی با یکی از شاخه های دیکتاتوری به کجا میخواهید برسید ؟ آزادی مطبوعات ؟ آزادی اندیشه و تفکردینی ؟ کار ؟ رهایی از فقر ؟ از بین رفتن فاصله طبقاتی ؟ اقتصاد ؟ سیاست خارجی مورد قبول ؟ پوشش آزاد؟ و ….. .

درکدام انتخابات موارد بالا بدست آمد که اینک برای بهتر شدن آنها باید رای داد و اینچنین برای منافع گرگها بهم میپرید ؟ همه در مناظرات دیدند که اگر مسائلی هم پشت پرده بود و مردم خبر نداشتند آنها براحتی و در انظار ملت ایران مسائلی را افشا کردند که کمتر کسی از آنها مطلع بود و آیا نباید پرسید چرا؟

بقول آتنا فرقدانی :

 چهار سال دیگر به همین روزگار ۳۸ساله افزوده می‌شود. چهار سال دیگر، دایره‌ سفرهای استانی می‌چرخد و آنان همچنان پشت به زین می‌تازند و ما زین به پشت، دور خود میچرخیم.

چهار سال دیگر حاکمان این سرزمین توبره‌های‌شان از منابع ملی غنی‌تر می‌گردد و مردم، هم‌چنان اندر خم یک کوچه، روزگار می‌گذرانند. چهار سال دیگر چشمانمان به عبور حکمرانان غارتگر از خطوط ویژه عادت می‌کند. چهار سال دیگر به تمامی این چهار سال‌ها اضافه می‌شود و ما تنها لبخندی را بر گوشه‌ی لب می‌نشانیم و فراموش می‌کنیم تا شور و هیجان کاذب چهار سال بعد فرا رسد.

حال بروید و از حقوق تان دفاع کنید و منتظر بمانید آخوند و ملا حقوق غصب کرده را اعاده نمایند . امیدوارم من اشتباه کرده باشم .

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s