جهان یکبار دیگر سندروم استکهلم* را در قرن 21 و اینبار در ایران دید

باز هم تاریخ در ایران تکرار شد و باز هم درب روی همان پاشنه افکار پوسیده و متحجرانه بنام روشنفکری چرخید و دنیا فهمید ایرانیِ در زندان حکومت اسلامی زندانبانش را دوست دارد!

همه دیدیم او حاضر است بین خود و هم نوعش دیواری با نام حق رای کشیده و با ایده ای حال بهم زن بنام بد و بدتر به گزینه بد تکیه کند و غافل است که بد وبدتر پس از این نمایش با هم فالوده خواهند خورد و انگشت حیرت بدندان خواهند برد از اینهمه حماقت .

ایرانی در اثر سوء حاکمیت دینی معنی کلمات خوب و خوبتر را از قاموس ادبیات خود پاک کرده و سعی میکند به آنها فکر نکند چون در چنین حکومتی اصولا خوب و بهتر وجود خارجی ندارد چون در ایران همه گزینه های انتخاباتی از فیلتر شورای تحت نظر رهبری (نگهبان ) عبور میکنند

نتیجه اینهمه شور و هیجان و رقص و هلهله چند روزه چه بود ؟:

روحانیت و دیکتاتوری آخوندی انتخابات و بازی را برد

photo_2017-05-20_14-45-56

   رژیم مزه شیرین پیروزی بر فهم و شعور مردمی بی هویت را دوباره چشید. حاکمیت دینی ، گستره پلید خود را بر این خاک عریض تر و عمیق تر نمود و فریاد سر داد : ایرانیها ما را قبول دارند ! آنها از ترس عنصر بدتر حاکمیت بد را پذیرفتند . آنها زندان و شکنجه و کتک و شلاق در ملأ عام دوست دارند .  دیدید آنها آزادی زندانیان و اعدام و وحشت حکومت پلیسی و توهین به شخصیتشان را یادشان رفت داد خواهی کنند ؟

و دنیا هم پذیرفت که ایرانیان سرنوشت خود را رقم زدند و اکنون نگاهها بسمت اپوزیسیون چند شقه دوخته شده که مات و مبهوت هستند از این نمایش ریا و تظاهر .

اما رای دهندگان ایران نه تنها به مخالفان ایرانی ظلم و استبداد و دیکتاتوری بلکه  به همه آزادیخواهان جهان خیانت کردند . آنها همه تاریخ آزادیخواهی را به تمسخر گرفتند با اینکه شب و روز گفته های آنان را برای یکدیگر میفرستاند و ادای روشنفکری در میاوردند .

ایرانی با رای خود به حاکمیت این سیستم به هشدار دهندگان نشان داد او نیازی به قیم ندارد و خود میتواند سرنوشت خود را تعیین کند!! هرچند این سرنوشت منتهی به سقوط هویت و فرهنگ باشد . ایرانی دیروز چند شقه شد و هر شقه برای خود فکر کرد و تصمیم گرفت هر چند تصمیم همه آنها در راستای هدف مشترک آخوند بود اما آنها که تصمیم گرفتند و رای دادند نماینده خود خوانده دیگرانی شدند که در سکوت اعتراض گونه رای ندادن در منزل ماندند و با حرص ، این نمایندگان اجباری را نگریستند و عده ای هم از نادانی این قوم نادان گریستند

دراین شادی زایدالوصف، البته فقرا ، کارگران بیکار شده ، نیازمندان در اثر بی توجهی دزدان دینی ، کهنسالان بی حقوق و مستمری و همه کسانی که بر اثر بی تدبیری ملایان در حال جان کندن هستند هیچ نمودی نداشتند چون هر ایرانی بفکر خود بود و مسئولیتی در قبال جامعه نداشت و اینچنین ما میخواستیم بر رژیم بشوریم و ایران را آزاد کنیم؟؟؟

ایرانیان صف کشیده خارج از کشور بدنیا ثابت کردند فرارشان از ایران دروغی پوچ و توخالی است و اکثر آنها دست در دست رژیم دارند و در رفت و آمد هستند و شاید بتوان گفت آنها خودشان عمله حکومت هستند که اینچنین مجدانه و سخت کوش در خیابان منتظر ورود به سفارت بودند چون کار و کاسبی شان را نمیخواهند از رونق بیندازند چون هیچی برای باختن برایشان نمانده

ایرانیان داخل کشور نیز همه چیزشان را باختند انسانیت و شعور را ، هویت و تاریخشان را ، شخصیت دروغینشان را که مورد ظلم و تعقیب حکومت اسلامی هستند . آنها درهمین دو هفته یادشان نبود نرگس و آرش و شریعتی و عباس و آن مردان و زنان غیور را که برای مبارزه با دیکتاتوری مورد عشق و علاقه همین مردم جانشان را دارند میدهند ، چرا از جامعه کنار کشیدند و با مردم نبودند ؟! …. چون ایرانی در فکر رقص و پایکوبی و آرایش و لباس و تیپ خودش بود نه زندانیان سیاسی .. ….

اینها دوباره امید بستند به کسی که حتی یک قدم برای احقاق حقوق زن ایرانی ، کارگر ایرانی ، اقتصاد ایرانی ، مرزدار و امنیت مرز ایرانی ، کولبر ایرانی بر نداشت و فقط با تکیه بر رانت فامیلی و هم ولایتی ( سرخه سمنان ) تا توانست بر ثروت و غارتش افزود چون فقط در برابر گزینه بدتر ایستاده بود همین

آری ، رای دهنده ایرانی شعور را باخت چون میدانست به دزد ها و قاتلان رای میدهد و داد  که عجبا چه کسانی هم رای دادند

مادر سهراب اعرابی ( کشته شده خرداد 88 ) اکثر کاسبکاران روشنفکر نمای اهل هنر و موسیقی ، هالو! همان که در زندان رجایی شهر خواستند او را نفله کنند ، هوشنگ ابتهاج و خیلی های دیگر که روشنفکر نما می نمایاندند اما دیروز ثابت  کردند مشتی سودجو و نان به نرخ روز خورند که آب به آسیاب رژیم ریختند از ترس لولو

دیروز نیمی از ایران تفکرانسانی و شعور و شخصیت و تاریخش را یکجا با تعرفه انتخاباتی و انگشتی رنگی تاخت زد و باخت با اینکه میدانست رئیس جمهور در بودن خامنه ای یعنی کشک! و دیروز ایرانیان عملا استمرار آخوند را بر ایران صحه گذاری کردند و مشت محکمی بر دهان کسانی زدند که فریاد زدند اینها مجرمند و مجرم نباید در صدر حکومت باشد .

این نوع عملکرد اثبات کننده اینست که در چنین جامعه ای بین ظالم و مظلوم نوعی رابطه عاطفی شکل گرفته چنانکه افراد مورد ستم در ایران در مورد ظالمین حکومتی احساس گناه میکنند و از آنها دفاع هم میکنند که بنظر میرسد اینگونه انسانها باید دسته جمعی مورد روانکاوی و آزمایش تست عقل قرار گیرند .

  با تجربه هایی از این دست که هر دوره شاهد آن هستیم دیگر نباید از این مثل استفاده کرد که : چو بینی که نابینا و چاه است / اگر خاموش بنشینی گناه است . باید گذاشت و گذشت تا روزی که گریه شما از ظلم و ستم رژیم و از زخم سر باز کرده دیروز بهوا بلند شود ولی فردا دیگر دیر است .

*توضیح : سندرم استکهلم چیست؟

 در سال ۱۹۷۳ و از ۲۳ تا ۲۸ آگوست گروگانگیری در کردیت بانک شهر استکهلم سوئد روی داد و چند نفر از کارمندان بانک به گروگان گرفته شدند اما بر خلاف سایر گروگان گیری ها این واقعه شهرت جهانی پیدا کرد و باعث شد بیماری جدید روانی یعنی سندرم استکهلم کشف شود. برخلاف انتظار، گروگان ها از نظر احساسی جذب دزدها شدند و حتی بعد از آزادی، از آنها دفاع کردند و حاضر نشدند علیه آنها، شهادت بدهند. بعدها، یکی از دزدها با یکی از خانم های کارمند ازدواج کرد! و به این ترتیب سندرم استکهلم متولد شد.منبع ویکی پدیا

 

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s