جامعه ای که به تماشای جان کندن اعدامی میرود در شکل گیری قتل آتنا مقصر و شریک جرم است  

 این مقاله طولانی است  .   جامعه ایران بیمار است و این بیمار به خشونت ، اهانت و توهین به شخصیت ، درگیری فیزیکی ، فحش و نا هنجاری گفتاری ؛ تجاوز ، قتل و همه فاکتورهای غیر قابل قبول در ادبیات انسانی عادت کرده است .

    تکرار این ناهنجاری در حالی نقل محافل است که اکثر مردم ، خود را از همه جوامع دنیا کهن تر و صاحب تمدنی بزرگ دانسته و به آن افتخار میکنند ( نگاه کنید به ساخت تندیسی فلزی از منشور کوروش با هم اندیشی و مشارکت هزاران انسان و صرف مقدار بالایی از منابع مالی ) در حالیکه در کشور همین کوروش دختری دزدیده شد ، مورد آزار جنسی قرار گرفت و تکه تکه و پنهان شد !! ولی از فردا نگاهها دوباره به تقدیس کوروش ، نجات دهنده بودن فلان آلترناتیو و منفور بودن آخوندهاست و درد اصلی پنهان خواهد شد . ما آنقدرمغروریم که کسی را یارای آن نیست معایب موجود را نقد کند که بلافاصله انگ خائن و جاسوس رژیم خواهد خورد” .

کمی واقع بین باشیم

     پس از این جنایت که در کشور مبداء تمدن آریاییها اتفاق افتاد همه کاربران و مناظره کنندگان کوچه و بازار بی استثنا آنرا نشانه ای از بی کفایتی حکومت و قانون دانسته و خودستایانه خود را مبری از مشارکت در این قتل وحشتناک میدانند . این وضعیت وحشتناک تر از خود حادثه است که مردمانش دیگری را مسبب اتفاقهای اینچنینی بدانند و خود را مبرا از هر گناه و تقصیری .

      ایران کشوری است که در ورای اینهمه ادعای تمدن و رشد فکری ، ملعبه دست آخوندهایی شده که کمترین تخصصی غیر از شکم و پایین تر از شکم نداشته ولی به لطف جهل و امام و امازاده پرستی ، فضا را بر اساس آموزه های دینی در کشور مناسب دیده و سالهاست به ترکتازی مشغولند . کشوریکه طی نه فقط 38 سال بلکه قبل از آن نیز به لطف وجود قوانین اسلامی زنان و کودکان مورد آزار و تجاوز و قتل قرار داشتند اما بواسطه فراموشی تاریخ و غرور کاذبی که گفته شد هیچکس آن پرونده های جنایی را یا بخاطر نمی آورد یا عمدا فراموش نموده است …

    البته نبود سیستم اطلاع رسانی در آن روزگار مهمترین عاملی بود که همگان در جریان وقوع وقایع تلخ قرار نمی گرفتند اما حکومت قبل از حکومت آخوندی هم حکومت دانشمندان و عقلا بر زمین نبود بلکه آنهم دارای مشکلات عدیده ای بود که بصورت منطقی ( و البته دور از تعصب و جهل ) باید به آن نگریست . ایران قبل از انقلاب هم قتل و تجاوز و مواد مخدر و معتاد و اعدام و دست داشتن سران حکومتی در چپاول و دزدی و غارت منابع ایرانی و دیگر جرمها را داشت اما اینک بواسطه حاکم شدن رژیمی بدتر ، حکومت پهلوی تبدیل به بد شده و البته ایرانیان طبق عرف و عادت، بد را برای فرار از بدتر با شتاب پذیرفته و از این عمل خود با دلایل مسخره دفاع هم میکنند .

      همه جرمها و ناهنجاریهای ایران در این 38 سال اتفاق نیفتاده و یک شبه نیز از آسمان نازل نشد بلکه بتدریج و بر اساس شرایط پدید آمده و خواست خود مردم  بر آمار آن افزوده شد و آنهم دلایل عدیده ای دارد که تنها یکی از آنها بی کفایتی و کج اندیشی مشتی عمامه بسر بیسواد است که با وعده های بدون پشتوانه عقلی و علمی مردم را به هیجان آوردند . و دوم مردمیکه با پیام دروغین سران دنیاپرست حکومت شیفته پول نفت و عاشق شعار و وعده وعید شده بودند و سال نو را با شعارهایی آغاز میکنند که در آنها هیچ نشانی از استقرار نظم عمومی و احترام به قوانین دیده نمیشود چون عموما قانون گریزی یکی از خصایص بد و نهادینه شده ایرانی است .

     هر از چند گاهی در ایران ، کودکان و زنانی مورد خشونت ، تجاوز و سپس قتل قرار گرفته و جامعه را بشدت تحت تاثیر قرار میدهد . وقوع جرمهای توام با زور و خشونت در ایران اصلا تحت واکاوی و کار کارشناسی و علمی قرار نمیگیرد هر چند جامعه شناسان و روانشناسان در مقاطع متفاوت در خصوص رشد آمار جرم هشدارهای لازم را اعلام نموده اند .

   قانونگذار قانون را دربسته و بدون توجه به خصوصیات مکانی، زمانی و اقلیمی با توجه به آیات قرآن و احادیث کهنه و منسوخ 1400 سال پیش وضع نموده و مجری هم بدون توجه به وضعیت خاص کشور و مردمانی که استرس زده و مورد هجوم انواع دردها و معضلات هستند قانون نوشته شده را اجرا کرده ودر این میان مردمی مانده اند با تناقض های بزرگ قانون منسوخ ، دنیای علم و نوآوری ، فشار حکومت به اجرای قوانین اسلامی و قانون گریزی خود .

    دلیل اینکه این هشدارها چرا جدی گرفته نشده و افراد جامعه چرا به آن واکنش نشان نمیدهند مورد بحث نیست و نگارنده قصد ندارد بجای کارشناس حقوقی و جامعه شناس و یا حتی روانشناس نظر بدهد بلکه بعنوان یک ایرانی که دلش بدرد آمده و گذران زندگیش با اینگونه حوادث دستخوش نگرانی شده است حق دارد در مورد کشورش نظر دهد و دیگران را متوجه خطرات بی اعتنایی به قوانین فردی و گروهی نماید .

    موضوع مهم ایران اینک تداوم جرم در جامعه است که بی تفاوتی مردم و قانونگذار و مجری تواما باعث چنین رخدادهای تاسف آوری میگردد . در کشور ما همه و همه باستناد و به اتکای قانون ایستاده و منتظر پیاده نمودن آن هستند اما همه فرار از قانون و دور زدن آنرا هنری را میدانند که نزد ایرانیان است و بس ! پس نمیتوان انتظار داشت قانون در این کشور بخوبی کشوری که انداختن ته سیگار در آن با نگاههای پر معنی مردمانش مواجه است اجرا شود و همه از نعمت امنیت چونان آنان برخوردار باشند .

   ما مردمانی بی قاعده و گریزان از قوانین هستیم ، کشوری بدون مسئول ( در رده های بالای حکومت ) و مردمانی فراری از مسئولیت پذیری حتی در کوچکترین رده های پایین کشوری مثل خانواده ! و ادعا میکنیم باید در امنیت زندگی کنیم و چون امنیت نداریم و سران کشور دزد و غارتگرند ما هم باید نان خود را هرگونه که شد درآورده و گلیم خود را به هر ترتیبی از آب بیرون بکشیم . اینگونه کشور در ورطه نابودی انسانی افتاده و قتل و جنایتهایی اینگونه رو به افزایش است . ”قانون اسلامی نه امروز بلکه در حکومت قبل نیز جواب نداده و سیر صعودی اعدام نتوانسته است سیر صعودی جرمخیزی را حداقل با کاهش مواجه نماید” .

     پس تقاضای اعدام چنین موجودات بیماری، برای رهایی انسانها از عذاب وجدانی است که گریبان آنها را بواسطه مشارکت داشتن در اینگونه ناهنجاریها گرفته است… نه احترام به قوانینی که خود مردم بواسطه نفرت از دین و آرمانهای ناقص دینی از آن متنفرند .

    اگر با اعدام قرار بر رسیدن به جامعه ای آرمانی و بدون استرس بود باید پس از اینهمه اعدام و ساختن زندانهای متعدد برای هزاران زندانی، ایران اکنون همه زندانهای خود را بواسطه نبود مجرم تبدیل به مدرسه میکرد اما نکرد و نشد! چون خانه از پای بست ویران است .

     این قضاوتها بر مبنای نظرات شخصی است و کارشناسی نیست هر چند ما همه بنوعی کارشناس هستیم چون جرم را از نزدیک دیده و حتی حس می کنیم . وقوع اینگونه جرمها در اکثر کشورها به معنای فاجعه است ولی در کشورهای توسعه نیافته و جهان سوم  امری عادی است و زود فراموش میشود چون جامعه در جرم زندگی میکند و بحث داغی برای حرافی کوچه و خیابان و روزمرگی است و این بدتر از وقوع خود جرم است که بجهت رفع هیجان هایمان تشنه به جنجال های جدیدتر و بزرگترهستیم.

    غیر از خاورمیانه درکجای دنیا سراغ داریم که در مورد اعدام ، قطع دست ، سوزاندن جسد و مثله کردن و بیرون کشیدن اجزای داخلی بدن جسد وشلاق زدن زن و مرد در انظار عموم به این راحتی و عادی گفتگوی بدون وحشت داشته باشند ؟

    انسانها وقتی در خصوص چنین جرمهایی عادی و گذرا حرف بزنند و موی بدنشان سیخ نشود و چندششان نشود معنی بدتری دارد و آن عادی شدن جرم در جامعه است.

    هیچکس به قاتل آتنا از زاویه دیگر نگاه نکرد و چرایی آنرا زیر سوال و تحقیق نبرد. بدبختی ما ( هم مردمان و هم قانون گذار و نیز مجری ) همین است می ایستیم تا جرم اتفاق بیفتد هر چند چیزکی بنام قانون نوشته شده و مبنای آن البته خیلی مهم است که حدیثکی یا گفته شخص شریف و قابل احترامی هم پشتش خوابیده باشد .

آتنا+اصلانی شرح عکس مجلس ختم آتنا :

فقط بلدیم سرها را پایین انداخته قفل بر دستها زده و گریه کنیم !

        بعد از اتفاق افتادن جرم همه احساسی و با خشم بدون تعقل به فغان آمده و با قربانی و بازماندگان ابراز همدردی نموده و قاتل را لعنت ! و به عذاب اخروی نسبت میدهند . باز هم اشتباه می کنیم چون همان قانون کهنه و منسوخ مسبب این بدبختی است و مردم بر اساس عقاید شخصی و منتسب به همان دین، قاتل را به عذاب و دنیایی وعده میدهند که تاکنون نتوانسته از وقوع جرم پیشگیری کرده و جامعه ای سالم را تحویل آیندگان بدهد . فردا مردم در مراسم اعدام قاتل با فریاد الله اکبر اعدام کسی را تایید میکنند که قوانین همان الله اکبر او را جنایتکار کرده و مقدمات مجرم شدنش را مهیا کرده است

     اگر 1400 سال دستورات دین و قوانین آن درست بود باید اینک ما مدینه فاضله ای داشتیم ولی نیست چرا؟ چون ما چشم و گوش بسته دین را بصورت کلی در تمام شئون زندگی قبول کرده و به جزئیات اصلا توجه نمی کنیم  و نمیدانیم چرا اتفاق افتادن جرم اینهمه صدا دارد اما فاکتورهای ما قبلش نه ؟ آیا متوجه هستیم بعنوان اجزای ریز این کشور بزرگ در این قتل مقصریم ، تاثیر داریم ، به وجود آورنده و گسترش دهنده جرم هستیم؟!

     اکنون همه منتظرند نتیجه قتل  آتنا و آتناهای دیگر را از طریق همهمه ، کم و زیاد کردن خبرها بشنوند . اما چرا کسی درخواست نمیکند قبل از اعدام و زیر خاک فرستادن سند اصلی جنایت و نابود کردنش او را مورد مطالعه و روانکاوی قرار دهند ؟ چرا در کشور ما مجرمین مورد بررسی کارشناسان جامعه شناس ، روانشناس و …. تحت اکیپی مجهز قرار نمیگیرند که حداقل بفهمند قاتل چرا و به چه دلیل دست به این جنایت زده تا در موردهای بعدی از وقوع جرمها ممانعت بعمل آید ؟

     اینجا اهمیت سند 2030 و همگام بودن با دنیای مدرن از دیدگاه علم و استقرار زندگی مبتنی بر اخلاق در کشور آشکار میشود که در آن همه افراد جامعه در امنیت روحی روانی و جسمی بدور از هیجان و ترس و استرس زندگی کنند و نسلهای سالمی به جامعه تحویل دهند . اما از آنجا که حکومت دینی ایران قصد عدول از نگرش 1400 را ندارد با دلایل احمقانه و مضحک از اجرای این سند علیرغم تصویب در مجلس خودداری کرد و دستور به بایگانی کردن این دیدگاه ارزشمند میدهد .

    رژیم اسلامی قصد ندارد افراد جامعه ایران با تفکرات نوین آشنا شود چرا که از تحول تصورات مردم احساس خطر میکند و با در جهل نگهداشتن آنها افکار پوسیده و جاهلانه 14 قرن پیش را در جامعه پیاده میکند و یکی از دستاوردهای مدارا کردن با این رژیم و نشوریدن بر علیه احکام تاریک آن میشود قتل این کودکان مظلوم. نمونه های بسیاری از این مورد را همه میدانند:

در ایران جرم را بدلیل تابو بودن مخفی می کنند تا اخلاقیات زیر سوال نرود زیرا از بام تا شام هر کوی و برزن ، رادیو ، تلویزیون ، سربرگ ادارات ، بیلبوردهای تبلیغاتی ، اتوبانها و خیابانها ، آخوند ، رئیس اداره ، پدر و مادر به فرزند ، هنرپیشه ها و هر کسی از راه میرسد درس اخلاق به مردم میدهد و از مضرات خطا و جرم و انجام ندادن اموریکه با قانون مرتبط است داد سخن میدهند اما در عمل می بینیم سیل پرونده های منتهی به دادگاهها به اعتراف مسئولین بالغ بر ده میلیون فقره است و اگر طرف هر پرونده را دونفر شاکی و متشاکی و خانواده مرتبط با آن محاسبه کنیم حدود 60 میلیون نفر در ارتباط با جرم درگیر و دارای استرس و وحشت هستند

    در اکثر کشورهای مترقی بر اساس آموزشهای ارائه شده و اطاعت محض مردم از قانون دوایر پلیس و نیروهای اورانس و آتش نشانی و …  اکثرا بیکارند و فقط به بررسی نقاط ضعف احتمالی و پیمایش آنها میپردازند اما در کشور ما با قمه به پلیس حمله میکنند !! آنهم در روز روشن و در برابر چشمان پرسشگر کودکان و نگاه پر از استرس زنان و مردان !! اگر بنا بود اینهمه دستورالعمل دینی و حدیث و آیه های قرآن نوشته شده بر درو دیوار کاری بکنند چرا ما الان در بهشت و زیر سایه درختان کنار حوری و پری شراب نمینوشیم ؟؟؟؟

 همه میدانند که اختلاس گران در ایران تحت پوشش امنیت دولتها هستند و عاقبت مردم نمی فهمند محمدرضا رحیمی که معاون اول رئیس جمهور وقت بوده به جرم دزدی چه حکمی دارد اینک کجاست و چه تضمینی وجود دارد بیرون از زندان مثل سعید طوسی یا سعید …… آزادانه به ریشخند مردم نمی پردازد ؟ اما در اروپا بالاترین مقام ایتالیا بجرم سوء استفاده مالی و آزار دختران و زنان به زندان رفته و پس از آن به انجام امور اجتماعی ( نظافت مخازن زباله ) میپردازد و همه او را می بینند

 در کشورهای اروپایی که دینمداران انها را کافر و ملحد میدانند در صورت ربایش دختر بچه ای همه کانالهای تلویزیون برنامه عادی خود را قطع کرده و صحنه تعقیب فرد متهم و خطاکار را نشان میدهند و این یعنی مجرم بداند در هیچ جای آن کشور در امان نیست و همه مردم کشور در تعقیب او هستند . جامعه جنگل بی قانون نیست که او هر کاری دوست داشت انجام داده و دولتها نیز حافظ منافع و نام و شهرت او نیستند و همه مردم که او را شناسایی نموده اند برای حفظ امنیت بچه های خود در تعقیب و دستگیری اوهستند . آنها با قدرت رسانه و استفاده از آن در حفظ منافع مردم ، به هر مجرمی فهمانده اند که در این جامعه ، او تنهاست و نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد اما در ایران دادخواهی کسانی را که ادعای پیاده سازی نظم و قانون را دارند بصورت زیر نویس آنهم با دستکاری و سیاست کاری نشان میدهند و دزدها و قاتل ها میدانند مردم برای حفظ آبرویشان موضوع را علنی نکرده و قانون هم با اسم بردن با حروف اول اسم و رسانه ای نکردن با دلیل مضحک و مسخره حفظ آبروی انسانها او را تحت حمایت خود گرفته است و به جنایاتش ادامه میدهد .

   در جامعه دینی ایران قانون به مالک خانه ای که مورد تعرض دزد قرار گرفته اجازه ضرب و شتم دزد را که ممکن است مسلح باشد نداده است و در صورت مضروب نمودن دزد باید دیه بدهد و محکوم میشود !!! چگونه ما میتوانیم از شر آزار جنسی و قتل کودکانمان توسط چنین قانونی در امان باشیم ؟ آیا این شیوه حکومت دزدان نیست که به دزد اجازه ترکتازی میدهد ؟ آیا دزدها از زمان 57 به بعد بیشتر نشده ؟ جواب مثبت است چون دزد در سایه امنیت حکومت احساس میکند میتواند آزادانه هر کاری انجام دهد چرا که سایه قوانین اسلامی بر سر اوست چون سران حکومت خود دزدانی بزرگ هستند .

   جامعه ما دچار بیماریست و به پزشک نیاز دارد چون می ایستد تا آتنا ربوده شده و کشته شود آنگاه بخروش درآمده و همه تقصیرات را بدون مطالعه و بصورت یکجانبه متوجه حکومت ( هر چند نالایق و فاسد ) و قانون دانسته و خود را بری از هر گناه !

آمار را نگاه کنیم می فهمیم ما مشکلی اساسی داریم : بیشترین پزشکان روانشناس و متخصصین ، بیشترین مشاوران درمانی ، بیشترین مجرمان قضایی ، بیشترین درس اخلاق دهندگان ، بیشترین بانک و دزدی در بانکها از موجودی مردم ، و بیشترین مردم مسلمان و معتقدی که حرص پول خفه شان کرده و حاضرند چشم و گوش بسته بهر کس که ربای بیشتری داد پول بدهند و برای پس گرفتنش کفن بپوشند و کتک بخورند چون قانون را نمیدانند و از آن گریزانند . ما مردمی خنده دار هستیم که غیر از خودمان کسی را انسان حساب نمی کنیم آخر ما فرزندان کوروش هستیم !

همگان فقط تغییر رژیم را تنها چاره این بیمار میدانند  خیر این تنها راه نیست بلکه یکی از راههای موجود است چون با کنار رفتن حکومتها و عوض نشدن ملتها هیچ کار مثبتی انجام نشده  تنها از قفسی به قفس دیگری نقل مکان کرده و دیکتاتورهای جدید بوجود خواهد آمد و انسانهای فقیر و ناآگاه بیشتری زاده میشوند .

  ما نیازمند تغییر اساسی در فرهنگ و نگرش هستیم ما باید جامعه خود را اصلاح کنیم ما باید از خود شروع کنیم و اجازه ندهیم قاتل آتنا در این جامعه در پی افکار پلید و شیطانی باشد و در یک آن تصمیمی شیطانی بگیرد . ما باید حکومتی را توسط خودمان و نه خارجیان بنیان بگذاریم که به جان و مال و ناموس کودک و زن و مرد ایرانی اهمیت بدهد . مشکلات ما در جامعه کنونی فقط با انقلاب رفع نخواهد شد .

      تاریخ همیشه در ایران تکرار میشود اما کسی آنرا مورد بازبینی قرار نداده است . سال 57 سران کشور را بدون تمرکز برروی جزئیات و شتابزده اعدام کردند چه تضمینی هست دوباره و در انقلاب بعدی لیست خائنین جدید برای اعدام و پس دادن حساب آماده نشود و جوخه های جدید شکل نگیرد اما چیزی عوض نمیشود آنچنان که با تغییر رژیم شاهنشاهی وضع ما بدتر شد که بهتر نشد و این نشان میدهد ما راه را اشتباه رفتیم .

  اینکه منتظر باشیم آتناهای دیگر مورد تعرض قرار نگیرند و با اعدام متهم قضیه بخوشی تمام شود مضحک است . با اعدام قاتل و رها کردن موضوع بدون بررسی و نتیجه گیری باید منتظر وقوع چنین قتلهای جانگداز بیشتری باشیم .

B.Moghtadery 14 July 2017

 

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s