قوانین قضایی سراسر اشتباه مجازات اسلامی مسئول جان باختن کودکان ایرانی 

       سریال تمام نشدنی کشتار کودکان ( عمده دختران ) در جامعه ویران شده بدست حاکمیت ملایان بدلیل وجود قوانین ناکارآمد و عدم بازنگری قوانین منسوخ در حال رشد بوده و هر روز اخبار جدیدتری از گمشدن و بعدتر یافتن جسد گمشده شنیده میشود. در این میان قوانین سراسر اشتباه و عهد عتیق حاکم بر سیستم قضایی اسلامی!!! ایران موضوعی است که با سکوت خبری مسئولان نظام ایران و عدم بازخواست جامعه  دست بدست هم داده و خروجی آن این شده که ایرانیان هر روز شاهد کشته شدن نسل کودکانشان هستند که نشان از تساهل حاکمیت ایران در پیگیری این کشتارها دارد .

در ایران اسلام زده با وجود هیاهوی بسیار در نشان دادن برتری دین اسلام بعنوان دین برتر ،  شواهد نشان از کهنگی و کپک زدگی قوانین در مواجه با جرمهای دنیای مدرن دارد . وجود قوانین غیر اصولی و اشتباهات فاحش در این قوانین به حدی محرز است که زنگ خطر عدم امنیت افراد را بصدا درآورده و علیرغم بوقهای تبلیغاتی حکومت مبنی بر وجود امنیت در جامعه هیچکس از وضعیت موجود احساس امنیت نمیکند .

      جامعه ایران اینک به سست بودن زیر بنای قوانین قضایی پی برده    و موج مخالفتهای سازمانها و مجامع حقوقی که خواستار برخورد و بازنگری جدی قوانین قدیمی هستند هر روز دامنه دارتر میشود .

   با مروری بر قتلها و جنایتهای فجیع و بررسی سوابق مسببین حوادث در بیشتر پرونده ها به این مورد مهم میرسیم که یا قاتل دارای سوابق کیفری بوده و با تحمل حبس آزاد شده و دوباره به جرم و جنایت پرداخته است یا به تازگی با قید ضمانت از زندان آزاد شده و جنایتی وحشتناک را رقم زده است . چگونه ممکن است یک متهم به قتل بتواند از مزایای آزادی با قید کفالت آزاد شود ولی افرادیکه در زندانهای رژیم بجرم آزادیخواهی و اعتراض به بی کفایتی سران حکومت بسر میبرند ازین تبصره قانونی نتوانند استفاده کنند !! غیر از این نیست که قانون بصورت بازیچه و ملعبه در دست قانونگذار و مجری است که با بغض و کینه و خصومت شخصی متهمین را مورد محاکمه قرار میدهند .

نیروی پلیس ایران که خود بر پایه قوانین و احکام اسلامی بنا نهاده شده در عین رشوه گیری از مردم و توسل به انواع جرمها برای کسب درآمد ، با توسل به خشونت و کتک کاری بزهکاران آنها را بیش از پیش نسبت به قانون جری و کینه جو بار آورده و اثری از تخفیف جرم و آموزش مجرمین بعد از آزادی دیده نمیشود .

   در ایران پلیس مورد تنفر جامعه است و با رویت مامورین پلیس مردم خود را از آنها دور می کنند و این بهترین دلیل بر غیر مردمی بودن پلیس در بین مردم است اما در کشورهای متمدن پلیس یکی از دوستان صمیمی کودکان و افراد جامعه است و بازدارندگی را با روشهای تربیتی و کارشناسی شده انجام میدهند . چیزی که در احکام دینی ایران از آن استفاده نمیشود و مجرم را بعنوان فردی مخالف با خدا و پیامبر قلمداد میکنند .

    چگونه میتوان به تاثیرگذاری چنین قوانینی در جامعه اعتماد کرد وقتی نتوان به قاضی و اشتباهات او در اجرای قوانین خرده گرفت و توسط چماقداران وابسته به سیستم قضاوت کتک نخورد ؟ چگونه مادران و پدران داغ دیده میتوانند ادعای خسارت روحی روانی و فقدان عزیزان خود را مطرح کنند آنجا که پیش بینی خاصی در این قانون لحاظ نشده است ؟ قوانینی که برخواسته از ذهن بیمار عده ای پیر و فرسوده در قرون گذشته و بنام حرمت اهل بیت باشد نتیجه و بازخورد آنرا میتوان در فرسایش روح و روان خانواده های ایرانی مشاهده کرد .

   در قوانین مجازاتهای اسلامی بر گرفته از احکام و احادیث قرآنی با اعدام مجرم و سرپوش نهادن بر اصل جنایت بر وقوع جرمهای بیشتر اصرار شده و موج وسیع اعدامها با دلایل قتل ، مواد مخدر ، هتک حرمت و نوامیس مردم شتاب سیل گونه گرفته و اگر تاکنون قتلها در خصوص افراد بزرگتر بود به تازگی قتل دختران خردسال و کودکان شیرخوار نیز به مجموعه افتخارات مجرمین زیر سایه نظام دینی و اسلامی ایران اضافه شده است .

    قوانین مجازاتهای اسلامی چون منطبق بر زور و استبداد و خشونت سادیسمی بنا نهاده شده و از علم و آینده نگری و انطباق با جوامع مدرن تهی بوده نتیجه ای جز کهنگی و ماندگی در دوران پیشرفت بشریت نداشته و در گذر زمان بلا استفاده بودن و بی ارزش بودن آن بوضوح دیده میشود.  در دوران بربریت تدوین این قوانین ، محیط پیرامون قانونگذار مورد مطالعه بوده (صحرای عربستان و توحش آندوره ) نه جامعه کنونی ایران و طبعا پیشرفت و آینده بشریت در این قوانین اصولا دیده نشده است .

این قوانین مردم را هم چون خود خشن و مستبد و سادیسمی بار آورده و همه در وقوع جرائمی چون بنیتا و آتنا سریعا خواستار اعدام مرتکبین حادثه شده بدون آنکه فکر کنند با اعدام چنین افرادی که خود قربانی قوانین ناکارآمد هستند چه دردی از جامعه درمان خواهد شد؟ آیا با اعدامهای قبلی اینک شاهد ثبات در جامعه از نظر جرمخیزی هستیم ؟ برعکس جو کودک کشی رو به افزایش است و کسی سوال نمیکند چرا ؟

جواب این سوال را در ناکارآمدی قانون و بی مسئولیتی مجری قوانین باید جستجو نمود . اینجا بوضوح میشود فهمید قوانین با جامعه همسو و همخوانی ندارد و باید سریعا مورد تحول و بازنگری قرار گیرد . اما مسئولین امر که اجرای قوانین را فقط در حجاب زنان و محصور نمودن آنها در جامعه میدانند ابدا حاضر به بازنگری و تغییر قوانین اسلامی نخواهند شد چون زیر بنای حکومت را همین قوانین عهد بوق تشکیل داده است و آنها با توسل به همین قوانین بر جامعه مسلط شده و حکمرانی میکنند .

 پس از کشته شدن ستایش دختر مظلوم تبعه افغانستان در ایران موج فشارگونه طبقات مردم در تقاضای اعدام فرد مهاجم و ناکارآمدی سیستم قضایی ایران دو عامل اصلی برای پنهان نمودن جرم و عدم ریشه یابی چنین جرمهایی شد انگار با اعدام مجرم این درد بخودی خود درمان شده و جامعه از این فشار رهایی خواهد یافت که دیدیم با کشته شدن اتنا و بنیتا و تجاوزات محارم کودکانی چون کیمیا با هفتاد بار تجاوز پدربزرگش به او ، بی ارزش بودن قوانین  و بی کفایتی مجری قانون را بیش از پیش تایید نمود .

برای ارائه دلیل وجود نقص در قوانین مجازاتهای اسلامی همین بس که پس از دستگیری قاتل آتنا باستناد ماده 300 این قانون ، خانواده مقتول باید نصف دیه مرد را به خانواده قاتل بپردازد!!! این نقص بزرگ باعث میشود علاوه بر جریحه دار شدن احساسات خانواده دختر مقتول ، دیگر قاتلان بی بضاعت و بیکار جامعه را به این تفکر وادارد که از این قانون مسخره برای کسب درآمدی برای بازماندگان خود استفاده ببرند آنچنان که مجامع پزشک قانونی اعلام نموده اند اخیرا برخی مردم برای دستیابی به دیه ، اعضای بدن خود و بچه های خود را با اره و یا پتک مورد ضربه قرار داده و خود را مجروح میکنند تا بتوانند از مزایای دیه استفاده کنند .

     خانواده آتنا اصلانی ، خواهان مجازات قاتل او شده اند. طبق ماده ۳۰۰ قانون مجازات اسلامی «دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی و خواه غیر عمدی، نصف دیه مرد مسلمان است» و در صورت قصاص قاتل آتنا، خانواده او باید تفاضل دیه زن و مرد را به خانواده قاتل بپردازد. یعنی پدر آتنا باید تقریبا 110 میلیون تومان به خانواده قاتل پرداخت کند تا با اعدام او پدر و مادرش به آرامش برسند اما قوانین اسلامی 1400 پیش فکر اینرا نکرده چنین خانواده هایی این پول را از کجا باید تامین کنند .

 از نظر دین اسلام زن نصف دیه مرد را دارد و این بزرگترین دلیل و نقص اصولی در این دین برتر است که تفاوتی فاحش در جنسیت مرد و زن قائل است و نتیجه همه  تناقضات این احکام امروز قتل کودکان ایران و سکوت خبری مسئولین و نمایندگان خدا بر زمین است چون هیچ جواب قانع کننده ای به مردم و وجدانهای بیدار ندارد جز مشتی لاطائلات و خزعبلات کهنه و درهم برهم که ناشی و برآمده از مغزهای فسیل شده مشتی رمال و خرفت بنام آیت الله و حجت الاسلام است .

B.Moghtadery 27 July 2017

 

Advertisements

Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s